دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣ - ٧ اندك بودن شمار شاهدان
نيز نقلهاى فراوانى ندارند.
دو ديگر، اين كه فضاى حاكم، نه فقط در قرن اوّل، بلكه قرنها، ستيز با فضايل علوى و مناقب آل اللّه : بود. از اين روى، گزارش و گستراندن اين گونه اخبار، پيامدهاى بس سنگين داشت. توجّه به چگونگى آن جو كه براى پژوهشگران تاريخ اسلام، روشن است مىتواند توجيهگر كمبود گزارشهاى جريانهايى از اين دست باشد و حتّى فراتر از آن، وجود همين مقدار را نيز بايد مرهون لطف الهى و عظمت حادثهها و شگفتى آفرينى آنها دانست.
سه ديگر، اين كه فراهم بودنِ زمينه رؤيت اين حادثه توسّط افراد بسيار نيز روشن نيست؛ چون هم مدّت اين بازگشت، بس اندك بوده است و هم نبايد به لحاظ چرايى و چگونگى حادثه، آفتاب، زياد بالا آمده باشد و احتمالًا تنها در مناطق قريب الافق، اگر مانعى مانند ابر و غبارْ وجود نداشته، قابل مشاهده بوده است.[١]
با اين همه و بر روى هم، در مقايسه با گزارشهاى حوادث ديگر، نقل اين حادثه چندان هم كم نيست. ناظران، نوعا چون در متن حادثه هستند، گزارش را چندان بااهميّت تلقّى نمىكنند و بر روايت آن، همّت نمىورزند؛ امّا در نسلهاى بعدى، گزارشگران اين حادثه چندان هم كم نيستند.
به هر حال، وقوع «ردّ الشمس»، قطعى است و گزارشهاى آن، بسى استوار.
[١] در اين باره نقلى وجود دارد كه احتمالًا از معصوم باشد:« دليل آن كه وقتى خورشيد براى على ٧ برگشت و براى ديگر ساكنان زمينْ اتفاق نيفتاد، اين است كه خداوند، همه آسمان را انباشته از ابر ساخت، جز آنجايى كه امير مؤمنان و يارانش بودند و آن قسمت را بى ابر ساخت و خورشيد بر وى، نمايان گشت»( بحار الأنوار: ج ٥٨ ص ١٦٦ ح ٢٦، به نقل از: العلل، محمّد بن على بن ابراهيم).