دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٣ - ٨/ ١ ٢ ابن عباس
و گفت: اى دشمن خدا! تو پيامبر خدا را آزردى [و] «بىگمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مىرسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت، لعنت مىكند و برايشان عذابى خواركننده آماده ساخته است». اگر پيامبر خدا زنده بود، او را آزار داده بودى.
٦٢٨٥. مُرُوج الذهب: ابن عبّاس به گروهى برخورد كه به بدگويى على ٧ مشغول بودند و وى را دشنام مىگفتند. به عصاكش خود گفت: مرا پيش آنان ببر. وى او را نزد آنان برد. ابن عبّاس گفت: كدام يك از شما خداوند را دشنام مىگويد؟
گفتند: به خدا پناه مىبريم از اين كه او را دشنام بگوييم.
[ابن عبّاس] گفت: كدام يك از شما پيامبر خدا را دشنام مىگويد؟
گفتند: به خدا پناه مىبريم از اين كه پيامبر خدا را دشنام بگوييم.
[ابن عبّاس] گفت: كدام يك از شما على بن ابى طالب را دشنام مىگويد؟
گفتند: آرى! وى را دشنام مىگوييم.
[ابن عبّاس] گفت: گواهى مىدهم كه از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «هر كس مرا دشنام بگويد، خدا را دشنام گفته است؛ و هر كس على را دشنام بگويد، مرا دشنام گفته است».
آنان سرافكنده شدند.
٦٢٨٦. المناقب، ابن مغازلى به نقل از سليمان بن على، از پدرش: با عبد اللّه بن عبّاس بودم و سعيد بن جُبَير، او را عصاكشى مىكرد. او از كنار زمزم مىگذشت. در آن جا به شاميانى برخورد كه على ٧ را دشنام مىگفتند. به سعيد گفت: مرا پيش آنان ببر.
آن گاه در برابرشان ايستاد و گفت: كدام يك از شما خداوند عز و جل را دشنام مىگويد؟
گفتند: پناه بر خدا! در جمع ما كسى نيست كه خداوند عز و جل را دشنام بگويد.
گفت: كدام يك از شما پيامبر خدا را دشنام مىگويد؟
گفتند: پناه بر خدا! در جمع ما كسى نيست كه پيامبر خدا را دشنام بگويد.
گفت: كدام يك از شما على بن ابى طالب را دشنام مىگويد؟
گفتند: اين را انجام مىدهيم.
گفت: من گواهى مىدهم كه اين را دو گوشم شنيد و قلبم فراگرفت كه پيامبر خدا به على بن ابى طالب مىفرمود: «اى على! هر كس تو را دشنام بگويد، مرا دشنام گفته است و هر كس مرا دشنام بگويد، خداوند عز و جل را دشنام گفته است و هر كس خداوند عز و جل را دشنام بگويد، خداوند، او را با صورت، به آتش خواهد افكند».
آن گاه، از آنان دور شد.