دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢ - ٧ اندك بودن شمار شاهدان
در جهان، مشهور مىگشت و اقوام و ملل مختلف، آن را نقل مىكردند، نه اين كه گزارشگران آن، بدين سان اندك باشند.
اين اشكال، كه شايد كسانى پنداشتهاند مهمترين مشكل حادثه است، هم پاسخِ نقضى دارد و هم حَلّى (اثباتى).
امّا پاسخ نقضى: در تاريخ اسلام و در تاريخ حيات پيامبر ٦ جريان «شق القمر»، حادثهاى است واقعا شگفت، و بلكه از «ردّ الشمس» نيز شگفتتر: ماه در پىِ درخواست مشركان و با اشارت معجزهآساى پيامبر ٦ دو پاره شد و هر پارهاى در سويى قرار گرفت. مسافرانى كه از بيرون مكّه به آن ديارْ وارد مىشدند، ديدند و اين رؤيت را به اطلاع قريش نيز رساندند. اين واقعه را همه مفسّران پذيرفتهاند و آيات آغازينِ سوره قمر: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ؛[١] نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه، و هرگاه نشانهاى ببينند، روى برمىگردانند و مىگويند: سِحرى دائم است»، آن را گزارش كرده و بر آن، تأكيد ورزيده است.[٢] با اين همه، نه شهرت روايى «شقّ القمر»، فراتر از «ردّ الشمس» است و نه در ميان اقوام و ملل مختلف، شهره آفاق گشته است و نه ... و به واقع، اگر نبود آيات الهى و جاودانسازى آن حادثه توسّط وحى، همين چند گزارش موجود نيز شايد اكنون در اختيار نمىبود و چه بسا حادثه «شقّ القمر»، فراموش مىگشت!
از سوى ديگر و با نگاه حَلّى به مسئله، بايد توجّه داشت كه متأسّفانه به جهاتى كه اكنون جاى شرح و بسط آن نيست، فرهنگ كتابت حديث در قرن اوّل در ميان مسلمانان به شدّتْ سست گرديد و بدين سان، آثار و مآثر بسيارى تباه گشت و گزارشها و حديثهاى فراوان از دست رفت. از اين روى، معجزات ديگر پيامبر ٦
[١] قمر، آيه ١ و ٢.
[٢] ر. ك: كتابهاى تفسير، ذيل سوره و آيه.