دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٥ - ٧/ ٤ شكنجه كردن دوستداران او و آواره ساختن و كشتن آنان
استدلالهاى ابو تراب و شيعيانش كوبندهتر، و براى آنان از احاديث فضايل و مناقب عثمان، كوبندهتر است».
نامه وى براى مردم، خوانده شد. از آن پس، روايتهاى ساختگى و بىپايه بسيارى در فضايل صحابه نقل شد و مردم در نقل اين دستْ خبرها، كوشش بسيار نمودند و با نقل آنها بر منبرها به تعريف و تمجيد از صحابه [ى مورد نظر] پرداختند و اين اخبار ساختگى به معلّمان مكتبخانهها نيز ديكته شد و آنان به كودكان و نوجوانان نوآموز، از اين احاديث بىحدّ و حصر دروغين آموختند، تا آن كه آنها اين احاديث را همچون قرآن، ياد گرفتند و روايت كردند. آنان حتّى به دختران و زنان و خدمتكاران و بردگان خود هم آموختند و تا آن جا كه در توانشان بود، به اين كار ادامه دادند.
سپس معاويه، در بخش نامهاى به كارگزارانش در همه شهرها نوشت: «بنگريد و هر كس را كه عليه وى دليلى (مبنى بر اين كه وى على و خاندانش را دوست دارد) اقامه شد، نامش را از ديوان، پاك كنيد و عطا و سهمش [از بيت المال] را قطع كنيد».
او نامهاى ديگر، ضميمه آن ساخت كه: «هر كس را به دوستدارىِ اين قوم (على و خاندانش) متّهم دانستيد، تنبيهش كنيد و خانهاش را ويران سازيد».
در هيچ جا، گرفتارى و بدبختى، بيشتر از عراق و بويژه كوفه نبود، به طورى كه اگر شخص مورد اطمينانى نزد يكى از شيعيان على ٧ مىآمد، او وى را به اندرون خانهاش مىبرد و در آن جا اسرارش را مىگفت و از خدمتكاران و بردگانش مىترسيد و تا هنگامى كه از وى براى كتمان سخن، سوگندهاى شديدى نمىگرفت، با وى حرف نمىزد.
از اين رو، حديثهاى ساختگى، فراوان شد و بُهتان، منتشر گشت و فقيهان، قاضيان و كارگزاران بر همين روش، پيش رفتند.
در اين مصيبت، قاريان رياكار و افراد ضعيفنما كه به خداترسى و عبادتْ تظاهر مىكردند، بيشترين نقش را داشتند. آنان احاديث بسيارى ساختند تا بدين وسيله، پيش حاكمانشان بهرهمند شوند و به مجالس ايشان نزديك گردند و به اموال، اثاثيه و منزل، دست يابند.
اين اخبار و احاديث، كمكم به دست ديندارانى رسيد كه دروغ و بهتان را حلال نمىشمردند. آنان با اين پندار كه اين اخبار و احاديث، درستاند، آنها را قبول كردند و روايت نمودند، كه اگر مىدانستند اين رواياتْ ساختگىاند، هرگز آنها را روايت نمىنمودند و قبول نمىكردند.
روزگار، چنين گذشت تا آن كه حسن بن على ٨ در گذشت و بلا و فتنه فزون شد و