دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١ - ٧ اندك بودن شمار شاهدان
ترمذى است كه: «ماه، دو نيمه شد؛ نيمى از بالاى كوه و نيمى از پايين كوه، تابيدن گرفت» و در صحيح البخارى است كه نيمى از بالاى كوه و نيمى از پايين كوه، نمايان گشت».
با اين حال، بايد گفت كه بين ويژگىها در داستان «ردّ الشمس» اختلافى نيست. چون در صورت نخست، مراد از همه آن خصوصيات، اين است كه: خورشيد تا وقت عصر بازگشت، چنان كه در پارهاى از روايات، بدان تصريح شده است؛ امّا در پارهاى از نقلها مبالغه شده و گفتهاند كه تا وسط آسمان رسيد (مبالغه در سخن، كم نيست)، چنان كه وقوع ردّ الشمس در جنگ خيبر، منافاتى با رسيدن آفتاب تا نيمه مسجد ندارد.
امّا ويژگىها در صورت دوم هم با يكديگر اختلاف ندارند؛ چون ممكن است كه خواب پيامبر ٦ را بر ويژگى فراگيرى وحى و بيدارىاش را بر خروج از آن حالت، حمل كنيم. به همين جهت، در پارهاى از گزارشها پس از ذكر فرود آمدن جبرئيل ٧ و غلبه حالت وحى بر پيامبر ٦، تعبير «استيقاظ (به خود آمدن)» آمده است.
امّا ويژگىها در صورت سوم، روشن است كه منافاتى با يكديگر ندارند؛ چون بعيد نيست كه مسئله تقسيم غنايم، حادثهاى پيش از مشغول شدن على ٧ به [پرستارى از] پيامبر ٦ بود، نه همزمان با آن.
توهّم تنافى در ديگر ويژگىهاى گزارش هم از همين قبيل است.[١]
٧. اندك بودنِ شمار شاهدان
مىگويند اگر «ردّ الشمسْ» تحقّق يافته بود، به صورت طبيعى بايد بسيارى آن را مىديدند و بايد چونان حادثهاى شگفت و بلكه به عنوان شگفتترين حادثه تاريخى
[١] دلائل الصدق: ج ٢ ص ٤٦١.