دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٩ - ٧/ ٤ شكنجه كردن دوستداران او و آواره ساختن و كشتن آنان
همين بس كه آنچه را خداوند دوست دارد، دشمن مىدارد.
آگاه باشيد! به من خبر رسيده است كه معاويه مرا دشنام مىگويد و لعن مىكند. خداوندا! سختگيرىات را بر وى شدّت بخش و لعن را بر مستحقّ آن، فرود آور! آمين، اى پروردگار جهانيان، پروردگار اسماعيل و برانگيزنده ابراهيم! تو همان ستايششده بزرگى».
آنگاه از منبر فرود آمد و بر منبر نرفتتا آنكه توسّط ابن ملجم كه لعنت خدا بر او باد به شهادت رسيد.
٧/ ٤ شكنجه كردن دوستداران او و آواره ساختن و كشتن آنان
٦٢٨٠. شرح نهج البلاغة: روايت شده است كه محمّد بن على باقر ٧ به يكى از ياران خود گفت: «فلانى! چقدر از قريش و حمايت آنان از هم عليه ما ستم ديديم و شيعيان و دوستداران ما چه قدر ستم ديدند!
پيامبر خدا در گذشت و به مردم، خبر داده بود كه ما سزاوارترينِ مردم [در سرپرستى] بر آنان هستيم. قريش، عليه ما همدست شدند تا آن كه حكومت را از سر جاى خودش بيرون بردند و با همان حق و حجّت ما، بر ضدّ انصارْ استدلال نمودند. آن گاه، حكومت را دست به دست گرداندند تا اين كه به ما باز گشت؛ ولى باز، بيعت ما را شكستند و عليه ما جنگ به راه انداختند؛ و صاحب حكومت (على ٧)، همواره در سختىِ فزاينده بود تا آن كه كشته شد.
آن گاه با پسرش حسن ٧ بيعت شد و با او پيمانْ بسته شد؛ ولى بعدا به وى نيرنگ زدند و او را تسليم كردند. عراقيان به وى هجوم آوردند، تا آن جا كه خنجرى در پهلويش فرو بردند و اردوگاهش را غارت كردند و خلخال مادران فرزندانش را بردند تا اين كه با معاويه مصالحه كرد و خون خود و خاندان بسيار اندك خويش را حفظ كرد.