دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٥ - ٧/ ٣ ١ پيشگويى امام درباره دشنام گفتن به او و بيزارى جستن از وى
مىخواهد. او را بكشيد و [البته] هرگز او را نخواهيد كشت!
بدانيد كه او شما را به دشنام گفتن به من و بيزارى جستن از من، فرمان خواهد داد. امّا دشنام گفتن، مرا دشنام بگوييد، كه براى من موجب تزكيه و براى شما [مايه] نجات خواهد بود. و امّا بيزارى جستن، از من بيزارى مجوييد، كه من بر فطرت به دنيا آمدم و به ايمان و هجرت، [بر همه شما] سبقت جستم.
٦٢٦٤. امام على ٧: پس از من، دشنام گفتن به من، به شما پيشنهاد خواهد شد. [در اين صورت،] مرا دشنام بگوييد؛ ولى اگر بيزارى جستن از من به شما پيشنهاد شد، از من بيزارى مجوييد، كه من مسلمانم.
به هر كس كه بيزارى جستن از من پيشنهاد شد، [از بيزارى جستن از من خوددارى كند و] گردنش را براى كشته شدنْ آماده نمايد، كه اگر از من بيزارى بجويد، نه دنيا خواهد داشت و نه آخرت.
٦٢٦٥. المستدرك على الصحيحين به نقل از ابو صادق: امام على ٧: «به شما، دشنام گفتن به من پيشنهاد خواهد شد. [در اين صورت،] مرا دشنام بگوييد؛ ولى اگر بيزارى جستن از من به شما پيشنهاد شد، از من بيزارى مجوييد، كه من مسلمانم. [در چنين موقعيتى،] هر كدام از شما بايد گردنش را آماده كند...؛ چرا كه بعد از اسلام، نه دنيايى براى او هست، نه آخرتى».
آن گاه، اين آيه را خواند: « «مگر كسى كه مجبور شده؛ ولى قلبش با ايمان، اطمينان يافته است»».
٦٢٦٦. خصائص الأئمّة : به نقل از ميثم تمّار: روزى، امير مؤمنانْ مرا فرا خواند و به من فرمود: «اى ميثم! آن گاه كه آن [به ناحقْ] منسوب شده به بنى اميّه، عبيد اللّه بن زياد، تو را به بيزارى جُستن از من فرا بخواند، چگونه خواهىبود؟».