دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١ - ٧/ ٢ جعل ساختن احاديث در مذمت وى
مىگويم: ابن قُتَيبه همه اينها را در كتاب المعارف در شرح حال ابو هريره آورده است و سخن او حجّت است؛ چرا كه وى [در نقل حديث،] فرد متّهمى نيست.
ابو جعفر گفته است كه: مغيرة بن شعبه بر منبر كوفه، على ٧ را آشكارا لعن مىكرد؛ چرا كه در روزگار عمر، به وى خبر رسيده بود كه على ٧ گفته است: «اگر مغيره را ببينم، سنگسارش مىكنم». و اين به خاطر زنايى بود كه مرتكب شده بود و ابو بكره عليه وى شهادت داده بود و زياد از شهادت دادن، سر پيچيده بود. مغيره به خاطر اين و چيزهاى ديگرى كه در دلش جمع شده بود، على ٧ را دشمن مىداشت.
نيز گفته است كه: از روايتهاى عروة بن زبير، چنين بر مىآيد كه هر گاه از على ٧ ياد مىشد، مغيرة بن شعبه به رعشه مىافتاد. آن گاه او را بد مىگفت و با يك دست، روى دست ديگرش مىكوبيد و مىگفت: مخالفت نكردن على با [اوامر و] نواهى الهى، ارزشى ندارد؛ چرا كه او خون بسيارى از مسلمانان را ريخت.
نيز گفته است: در بين محدّثان، كسانى بودند كه آن حضرت ٧ را دشمن مىداشتهاند و درباره وى حديثهاى ناشايست نقل مىكردهاند. از جمله آنان، حَريز بن عثمان است كه على ٧ را دشمن مىداشت و از او عيبْجويى مىكرد و دربارهاش اخبار دروغْ نقل مىكرد ....
ابو بكر گفته است: ابو جعفر، از ابراهيم، از محمّد بن عاصم (صاحب خانات) برايم نقل كرد كه: حريز بن عثمان به ما گفت: اى مردم عراق! شما على بن ابى طالب را دوست مىداريد و ما او را دشمن مىداريم.
گفتند: چرا؟
گفت: چون اجداد مرا كشته است.
واقدى نقل كرده است كه: معاويه، وقتى از عراق به شام برگشت (پس از بيعت امام حسن ٧ و جمع شدن مردم بر گرد معاويه)، سخنرانى كرد و گفت: اى مردم! پيامبر خدا به من فرمود كه: «تو پس از من، به خلافت خواهى رسيد. پس، سرزمين مقدّس را برگزين، كه در آن، ابدال (اولياى برجسته) الهى هستند» و من، شما را برگزيدم. پس ابو تراب را لعن كنيد و مردم نيز على ٧ را لعن كردند.
روز بعد، معاويه نامهاى نوشت و همه را گرد آورد و آن را بر آنان خواند. در آن نامه آمده بود: «اين، نوشتهاى است از سوى معاويه، امير مؤمنان و صاحب وحى خداوند؛ همان خدايى كه محمّد ٦ را به عنوان پيامبر برگزيد، و وى امّى بود و نمىتوانست بخواند و بنويسد