دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - ٤ تصديق و تأييد حديث«رد الشمس»
دو طريق صحيح، مىگويد:
بر كسى كه در راه دانش گام مىزند، سزاوار نيست كه از به حافظه سپردن حديث اسماء از پيامبر ٦ روى برتابد؛ چون اين روايت از مهمترين نشانههاى پيامبرى است.
دو. ابو جعفر احمد بن محمّد طَحاوى:
وى حديث اسماء را به دو طريق، نقل مىكند و آن گاه به دفاع از حديث پرداخته، شبهه تعارض آن با روايت «لم تحبس الشمس على أحد إلّا ليوشع؛ خورشيد، جز براى يوشع، براى هيچ كس نگه داشته نشد» را آورده، جواب مىدهد و در پايان مىنويسد:
همه اين احاديث، از نشانههاى پيامبران است.
سه. حافظ ابن حجر عَسقَلانى:
او در كتاب مهم و مشهورش فتح البارى بشرح صحيح البخارى نوشته است:
طحاوى و طَبَرانى در المعجم الكبير و بيهقى در دلائل النبوة از اسماء بنت عميس نقل كردهاند كه پيامبر خدا، در هنگامى كه بر روى زانوى على ٧ خوابيده بود و وقت نماز عصر گذشت، دعا كرد و خورشيد بازگشت، على ٧ نمازش را خواند و آن گاه، خورشيد غروب كرد، و اين جريان، رساترين معجزه است. ابن جوزى كه بر اين حديث در كتاب الموضوعات خويش ايراداتى گرفته و نيز ابن تيميّه كه آن را در كتاب الردّ على الروافض مجعول شمرده، هر دو اشتباه كردهاند.
چهار. حافظ جلال الدين سيوطى:
او در كتابهاى مختلف خود، اين حديث را آورده و به تأييد و تصحيح آن پرداخته و از جمله در كتاب الدرر المنتثرة فى الأحاديث المشتهرة كه ويژه گزارش