دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - ٢/ ٥ خشم گرفتن پيامبر بر دشمنان على
[قبل از رفتن،] هر دوى آنان را گِرد هم آورد و فرمود: «هر گاه به هم برخورديد، على فرمانده است».
هر يك به جانبى رفتيم. على دورتر رفت و زنانى را به اسيرى گرفت و كنيزى را به عنوان خمس برداشت.
من از دشمنان سرسخت على ٧ بودم و خالد بن وليد از اين دشمنى باخبر بود. مردى نزد خالد آمد و به او خبر داد كه على، كنيزى را به عنوان خمس گرفته است. خالد گفت: اين چيست [كه مىگوييد]؟
سپس خبر اين ماجرا توسط افراد ديگر، پى در پى به خالد رسيد. خالد، مرا فرا خواند و گفت: اى بريده! فهميدى كه على چه كار كرده است. نامه مرا نزد پيامبر خدا ببر و اين خبر را به ايشان برسان.
با نامهخالد رفتم و بر پيامبر خدا وارد شدم. پيامبر ٦ نامه را گرفت و در دست چپ خود نگه داشت و او همان گونه كه خداوند عز و جل فرموده است نمىخوانْد و نمىنوشت. من طبق عادت، سرم را پايين انداختم و ماجراى على را براى ايشان توضيح دادم و بدگويى كردم. وقتى سخنم تمام شد، سرم را بالا آوردم. متوجّه شدم كه پيامبر خدا چنان خشمگين است كه هرگز چنين خشمى را در او، جز در نبرد با بنى قُرَيظه و بنى نضير نديده بودم.
[پيامبر ٦] به من نظر انداخت و فرمود: «اى بُرَيده! به درستى كه على پس از من، ولىّ شماست. پس، على را دوست بدار. او بدانچه امر شده، عمل مىكند».
من (عبد اللّه بن عطاء)، اين روايت را براى ابو جرب بن سُوَيد بن غَفله نقل كردم. وى گفت: عبد اللّه بن بريده، قسمتى از اين حديث را از تو پنهان داشته است؛ زيرا پيامبر خدا به بريده فرمود: «آيا مىخواهى پس از من، منافق شوى؟».
٦٠٨٤. المعجم الأوسط به نقل از عبد اللّه بن بُرَيده، از پدرش: پيامبر خدا على ٧ را به