دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢١ - ٢/ ٥ خشم گرفتن پيامبر بر دشمنان على
٢/ ٥ خشم گرفتن پيامبر بر دشمنان على
٦٠٧٩. خصائص أمير المؤمنين به نقل از سعد بن ابى وقّاص: شنيدم پيامبر خدا، در روزى كه در جُحفه بود، [در كنار غدير خم] دست على ٧ را گرفت و سخنرانى كرد و خداوند را حمد و ثنا گفت و سپس افزود: «اى مردم! من ولىّ شما هستم».
گفتند: راست گفتى، اى پيامبر خدا! تو ولىّ ما هستى.
سپس [پيامبر ٦] دست على ٧ را گرفت و بالا برد و فرمود: «اين، ولىّ من است، و امانتهاى (ديون) مرا ادا مىكند، و من دوستدار كسى هستم كه او را دوست بدارد و دشمن كسى هستم كه با او دشمنى ورزد».
٦٠٨٠. المناقب، ابن مغازلى به نقل از عبد اللّه بن مسعود: پيامبر ٦ را ديدم كه دست على ٧ را گرفته بود و مىفرمود: «خدا ولىّ من است و من ولىّ توام. با دشمنان تو دشمنم و با دوستان تو در صلح و دوستىام».
٦٠٨١. پيامبر خدا ٦: اى مردم! كسى كه على را دوست بدارد، دوستش مىدارم و كسى كه او را دشمن بدارد، دشمنش مىدارم؛ به كسى كه به على بپيوندد، مىپيوندم و از كسى كه از او ببُرد، مىبُرم و از كسى از او روىگردان باشد، روىگردانم و كسى كه از على حمايت كند، حمايتش مىكنم و با كسى كه دشمن على باشد، دشمنى مىورزم.
٦٠٨٢. پيامبر خدا ٦: سه چيز است كه در هر كس باشد، نه او از من است و نه من از وى هستم: كينه على بن ابى طالب؛ دشمنى با اهل بيت؛ و اين كه كسى بگويد: ايمان، كلامى بيش نيست.
٦٠٨٣. تاريخ دمشق به نقل از عبد اللّه بن عطاء، از عبد اللّه بن بُرَيده، از پدرش: پيامبر خدا هر يك از على بن ابى طالب ٧ و خالد بن وليد را به تنهايى [به جايى] فرستاد و