دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ٤/ ٢ خداوند و فرشتگان
٦٠١٣. پيامبر خدا ٦: جبرئيل از خداوند عز و جل برايم خبر آورد و گفت: «به درستى كه خدا آن قدر على را دوست دارد كه حتّى فرشتگان را به اندازه او دوست ندارد».
٦٠١٤. پيامبر خدا ٦: خداوندِ بِشْكوه عز و جل فرمود: «اى محمّد! از مخلوقاتم چه كسى را دوست دارى؟».
گفتم: كسى را دوست دارم كه تو نيز او را دوست دارى، اى پروردگار من!
پروردگار عز و جل فرمود: «على را دوست بدار، كه من او را دوست مىدارم و دوستدار كسى هستم كه او را دوست مىدارد».
آن گاه، براى شكر پروردگار متعال، تسبيحگويان به سجده افتادم. پس به من فرمود: «اى محمّد! على، ولىّ من است و پس از تو، منتخب من از بين بندگانم. او را براى تو برادر، وزير (دستْيار)، صفى (برگزيده)، جانشين و يارىدهندهات بر ضدّ دشمنانم برگزيدهام».
ر. ك: ج ١ ص ٣٤١ (تلاش سرنوشتساز در جنگ خيبر).
٤/ ٢ خداوند و فرشتگان
٦٠١٥. المعجم الكبير به نقل از ضحّاك انصارى: هنگامى كه پيامبر ٦ به سوى خيبر در حركت بود، على ٧ را پيشاپيش لشكر قرار داد و فرمود: «هر كس داخل نخلستان شود، در امان است».
هنگامى كه پيامبر ٦ اين سخن را گفت، على ٧ آن را با صداى بلند تكرار كرد. نگاه پيامبر ٦ به جبرئيل ٧ افتاد و ديد كه جبرئيل ٧ مىخندد. پيامبر خدا از جبرئيل ٧ پرسيد: «چه چيزْ تو را مىخنداند؟».
جبرئيل ٧ گفت: او را دوست دارم.
پيامبر ٦ به على ٧ گفت: «همانا جبرئيل مىگويد كه تو را دوست دارد».
على ٧ گفت: من، بدان جا رسيدهام كه جبرئيلْ مرا دوست دارد؟
[پيامبر ٦] فرمود: «آرى؛ و آن كه بهتر از جبرئيل است، خداى متعال هم دوستت دارد».
٦٠١٦. اسد الغابة به نقل از ابو ضحّاك انصارى: زمانى كه پيامبر خدا به سوى خيبر در حركت بود، على ٧ را پيشاپيش لشكر قرار داد. آن گاه به على ٧ فرمود: «همانا جبرئيل، يقين دارد كه تو را دوست دارد».
على ٧ گفت: من بدان جا رسيدهام كه جبرئيلْ مرا دوست داشته باشد؟
[پيامبر ٦] فرمود: «آرى؛ و آن كه بهتر از جبرئيل است، خداوند عز و جل [نيز] تو را دوست دارد».