دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٥ - ٢/ ٨ ديدار على در خوشايندترين موقعيتها
٥٩٤٥. پيامبر خدا ٦: اى على! پيروانت در سه موقعيّت، شادماناند: هنگام خارج شدن روح از جسمشان (كه من و تو نظارهگر آنانيم)؛ به وقت پرسش و پاسخ در قبرشان؛ و در روز رستاخيز و بر پل صراط، زمانى كه مردم از باورهايشان پرسيده مىشوند و پاسخى ندارند.
٥٩٤٦. امام باقر ٧: سودمندترين چيز براى شما در لحظهاى كه مرگ فرا مىرسد، مهر على ٧ است.
٢/ ٨ ديدار على در خوشايندترين موقعيتها
٥٩٤٧. رجال الكشّى به نقل از حارث اعوَر: يك شب نزد امير مؤمنان على ٧ آمدم. پرسيد: «اى اعور! چه چيزْ تو را به اين جا كشاند؟».
پاسخ دادم: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند، مهر تو مرا به اين جا آورد.
[على ٧] فرمود: «پس [بگذار] من هم به سپاسِ اين دوست داشتن، به تو خبر بدهم كه دوستدار من نمىميرد، مگر آن كه به وقت خارج شدن روحش، همان وقتى كه دوست دارد، مرا مىبيند؛ و دشمن من نمىميرد، مگر اين كه به وقت خارج شدن روحش، همان وقتى كه دوست نمىدارد، مرا مىبيند».
٥٩٤٨. الأمالى، طوسى به نقل از حارث همْدانى: نزد امير مؤمنان، على بن ابى طالب ٧، رفتم. فرمود: «چه چيزْ تو را به اين جا كشاند؟».
گفتم: مهر تو، اى امير مؤمنان!
پرسيد: «اى حارث! مرا دوست دارى؟».
گفتم: آرى؛ به خدا سوگند، اى امير مؤمنان!
فرمود: «در لحظه مرگت مرا مىبينى، همان وقتى كه دوست دارى و اگر مرا [در حالى] ديدى كه مردانى را از كنار حوض [كوثر] مىپراكنم، به گونهاى كه شتر غريبه را دور مىسازند، مرا آن چنان كه دوست مىدارى، مىبينى و اگر مشاهده كردى كه