دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٤ - بخش چهاردهم مهرورزى به امام على
درآمد
محبّت، در فرهنگ اسلامى، واژهاى ارجمند و زيباست. در آموزههاى دينى به «مهر ورزى»، توجهى ويژه شده است و تعبير «هل الدينُ إلّا الحُبّ؟ آيا دين، جز محبّت است؟»، مكانت «مهر ورزى» را به اوج رسانده است.
«حُبّ» چيست؟ چه كسى را بايد دوست داشت؟ به چه كسى نبايد مهر ورزيد؟ اينها و جز اينها، پرسشهايى است كه آموزههاى دينى بدانها پاسخ گفتهاند و در اين درآمد، مجال پرداختن به آنها نيست.[١]
اكنون بر اين نكته تأكيد مىورزيم كه عشق به زيبايى و مهر ورزيدن به چهرههاى سرشار از نيكى و كرامت و رادى، حقيقتى فطرى است. نمىشود تصوّر كرد كه كسى بر فطرت پاك، باقى مانده و گرايشهاى فطرى او دستخوش انحراف نگرديده باشد و در عين حال، از عشقورزى به زيبايىها و دوست داشتن ارجمندىها و والايىها و گرايش به قلّهها و قلّهسانىها تن زند.
پيامبر ٦ به دوست داشتن على ٧ سفارش كرده و مهر ورزيدن به اهل بيت : را نشانه ايمان دانسته است، و آيا اين همه جز واقع نمايى است؟ و جز ارشاد به حقيقت است؟ و به آنچه از درون جان انسان مىجوشد؟!
[١] ر. ك: دوستى در قرآن و حديث.