ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧ - شرح
شروع به انجام كارى از روى اختيار كه مخصوص انسان است، تنها به وسيله دريافت اين كه در هر مورد چه بايد كرد، ميسّر است، و آن دريافت، دريافت نظر كلّى و يا جزئى است كه از روى مقدّماتى به دست مىآيد كه بعضى از آنها جزئى محسوسند و برخى كليّاتى هستند از نوع اوليّات، يا تجربيّات و يا مشهورات و يا ظنيّاتى است كه عقل نظرى حاكم بر آن است بدون اين كه اختصاص به مورد خاصّى داشته باشد، و عقل عملى نيز در اين مورد از عقل نظرى كمك مىگيرد. آن گاه به مقدّمات جزئيّه مىپردازد تا در نتيجه به نظر و رأى جزئى مىرسد، و بر طبق آن عمل مىكند، بدين وسيله به هدفهاى معاش و معاد خود مىرسد. و مقصود وى از اين عقل بسيار روشن است، زيرا او شناخته شده است و همو دريافت كننده فرمان در مورد كسب مكارم اخلاقى يعنى كمال عقل عملى است.
حفظ تجارب (برخوردارى از تجربهها) اشاره دارد به استفاده از اين علومى كه از روى مشاهدات مكرّر ما از موارد جزئى به دست آمده و در اثر تكرار باعث دريافت يك حكم كلّى گرديده است مانند حكم كلّى: سقمونيا [١]، باعث اسهال است. عقل را به برخوردارى از تجربهها معرّفى فرموده است، از آن رو كه از جمله ويژگيها و كمالات عقل استفاده از تجربههاست.
(٦٢٢٥٥- ٦٢٢٥٠) بيست و پنجم: او را توجّه داده است به اين كه سزاوار آن است كه از بين تجربهها بر آنهايى بسنده كند كه به او پند مىآموزند: يعنى در حدى باشد كه باعث پند و عبرت است مانند توجّه و نگرش بر حال كسى كه بارها ستم مىكند و
[١] گياهى است پيچنده مانند لبلاب كه در كوهها و زمينهاى سنگلاخ مىرويد و شاخههاى درازى دارد كه روى زمين مىخوابد، بيخ آن درشت مانند زردك امّا مجوف و بدبوست، از بيخ آن شيرهاى به دست مىآيد كه در پزشكى براى معالجه بعضى امراض معده و دفع كرم روده به كار مىرود، آن را محموده هم گفتهاند. نقل از فرهنگ عميد ج ٢ ص ١٤٤٢- م.