ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٨ - شرح
بيشتر از ديگران بيمناك باشد، و بر آن بيم رفتار كند.
١٨- شادمانى و فريفتگى به هنگام بىنيازى، و آن فسق و فجور است.
١٩- نااميدى در اثر تنگدستى و سستى در عمل، و اين خود، صفتى ناپسند، تقصير و كوتاهى است.
(٧٨٠٥٦- ٧٧٩٢٥) ٢٠- كوتاهى كردن در عمل و انجام وظيفه.
٢١- مبالغه و اصرار در وقت درخواست و اين صفت ناپسند پافشارى در سؤال است.
٢٢- اگر در معرض هواى نفس قرار گيرد، معصيت را جلو، و توبه را به تأخير مىاندازد.
٢٣- بهنگام گرفتارى، از شرايط ديانت بيرون مىرود، يعنى: از فضيلت تحمل مصيبت كه از شرايط آيين اسلام است، بيرون شده و بىصبرى مىكند.
٢٤- جمع كردن بين سخن گفتن از پند و عبرت گرفتن، و عبرت نگرفتن خود.
٢٥- در حالى كه خود پندپذير نيست، در موعظه ديگران زياده روى مىكند، كه اين باعث خشم خداست به دليل آيه مباركه: كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ [١].
٢٦- جمع كردن بين شتافتن به سوى آنچه فانى است، يعنى دنيا و سهل انگارى در آنچه باقى است يعنى پاداش اخروى كه اين از نادانى و بىعقلى آشكار است.
٢٧- غنيمت- چون انفاق در راه خدا- را غرامت، و غرامتى- چون انفاق در راه معصيت خدا- را غنيمت مىداند، در صورتى كه اين خلاف مقتضاى عقل است.
[١] سوره صف (٦١) آيه (٣) يعنى: اين عمل كه (به وعده دروغ سخنى بگويى) و خلاف آن عمل كنيد بسيار سخت خدا را به خشم مىآورد.