ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧١ - بنا بر اين عبارت لا قوام الخراج،
آورد، زيرا تمام اينها انگيزه سستى و تنبلى نسبت به جهاد در راه خدا مىگردد.
١٤- فرمان داده است تا در كارهاى مشكلى كه باعث درماندگى او مىشود و كارها را بر او مشتبه مىسازد به خدا و پيامبر رجوع دهد، با استدلال به آيه مباركه، و بعد هم، رجوع دادن به خدا را، تفسير به فراگيرى محكمات قرآن، و رجوع به پيامبر را تفسير به فرا گرفتن سنّت او، فرموده است، و سنّت را با اين ويژگى تعريف كرده است كه جامع و گردآورنده باشد، زيرا محور و هدف سنّت بر ضرورت اتّحاد و اجتماع مردم بر بندگى خدا و رفتن به راه اوست.
(٦٧٨٢٢- ٦٧٧٤٥) دسته دوم: قاضيانى كه به عدل و داد حكم مىكنند، و آنان را با ويژگيهايى معرّفى فرموده و در باره ايشان اوامرى صادر كرده است:
امّا در مورد انتخاب قاضى، بايد از نظر او بهترين فرد رعيّت باشد، و اين برترى را با چند ويژگى مشخّص كرده است:
١- از آن كسانى نباشد كه به هنگام مراجعه، كارها بر او سخت و مشكل جلوه كنند.
٢- از كسانى نباشد كه طرفهاى دعوا، نظر خود را بر او تحميل كنند، يعنى او را با لجاجت وادار كنند تا بر خلاف حق داورى كند. بعضى گفتهاند، اين سخن كنايه است از اين كه، قاضى از آن كسانى باشد كه طرفهاى نزاع او را راضى كنند و او اقدام به بحث و بررسى نكند، و حرف اوّل آنها را بپذيرد.
٣- اگر اشتباهى از او سرزد، به اشتباه خود پافشارى نكند، زيرا بازگشت به حق بهتر از ادامه در گمراهى است.
٤- به هنگام شناخت حق از بازگشت به حق در نماند، آن طورى كه قضاة بد به خاطر حفظ مقام و از ترس زشتى كار غلط خود رفتار مىكنند.
٥- هواى نفسش ميل به حرص و آز نكند، زيرا چشم طمع داشتن به مردم باعث احساس نياز به ايشان و انحراف از راه حق مىگردد.