ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٧ - و انما يستدل على الصالحين بما يجرى الله لهم على ألسن عباده،
[شرح]
(٦٦٣٤٨- ٦٦٣٠٨) بدان كه محور سخن چون در اين فصل، بر اساس فرمان امام (ع) نسبت به عمل صالح در شهرها و در ميان بندگان بود، نخست او را به بخشى از علل غايى آن توجه داده از قبيل: نام نيك در آخرت و از زمره شايستگان بودن، تا به دستور عمل كند، و اين مطلب را با عبارت:
انّى قد وجّهتك
(من تو را فرستادم) تا جمله: تقول فيهم (در باره آنان مىگويى) بيان فرموده كه خود به منزله صغراى قياس مضمرى است و تقدير آن چنين است: تو به سمت شهرى گسيل شدهاى، چنين و چنان، و حالت مردم در باره عمل تو در آنجا چنين است و كبراى مقدّر آن نيز اين طور است: و هر كسى كه به شهرى چنين فرستاده شود، و مردم آن طور ناظر بر اعمال او هستند كه او بر عمل فرمانروايان پيش از خود مىنگرد، و مردم در باره او همان حرفهايى را مىزنند، كه او در باره حاكمان قبل مىزند، بنا بر اين لازم است كه محبوبترين كارها در نزد او عمل صالح باشد، تا خوشنامى ميان مردم حاصل شود كه خود دليل بر ذكر نام او از جمله صالحان در نزد خداست، و بر اين معنى با عبارت:
(٦٦٣٧٦- ٦٦٣٤٩)
و انّما يستدل على الصّالحين بما يجرى اللّه لهم على ألسن عباده،
اشاره فرموده است. اين كه امام (ع) اجراى قول را به خدا نسبت داده (و فرموده: خدا به زبان بندگان مىاندازد)، تشويق زيادى است به كسب نام نيك.
سپس به دنبال مطالب قبل، اين دستور را داده است كه عمل خوب را بهترين اندوختههاى خود قرار دهد، و كلمه ذخيره، را براى عمل صالح استعاره آورده است از آن جهت كه همچون اندوختهاى آن را در دنيا كسب مىكند تا در آخرت، از آن بهرهمند گردد.
و چون او را به طور اجمال مأمور به انجام كار نيك كرده، شروع به تفصيل آن نموده و چند قسم از اعمال شايسته را يادآور شده است:
اوّل: بر هواى نفسش در مورد خواستهها و خشمش مسلّط باشد و از آن