ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٥ - شرح
سوم- جمله: ان تهجر باللّيل غمضها (در شب از خواب دورى گزيند)، كنايه است از شب زندهدارى با عبادت پروردگار و سرگرم بودن به ذكر خدا تا وقتى كه خواب بر او غلبه كند آن گاه زمين را فرش و كف دستش را بالش خود قرار دهد: يعنى هيچ زحمتى براى آماده ساختن بستر و بالش نرم به خود راه نمىدهد، بلكه از هر نوع زحمتى به دور، و از هر نوع آرايشى بركنار و از هر رفاه و آسايشى منزّه است.
عبارت: فى معشر مىتواند متعلّق به هر يك از افعالى كه مربوط به نفس است، بوده باشد، يعنى: من كه اين كارها را انجام دادم از جمله كسانى هستم كه شأن اينان چنين است، و آنها را با چهار ويژگى معرّفى فرموده است:
اوّل: ترس از معاد، خواب را از چشمهاى آنان ربوده است.
دوم: آنان خواب و استراحت ندارند، اين عبارت كنايه از مشغول بودن آنها در تمام شب به ذكر پروردگارشان است، مثل آيه مباركه: تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ [١].
سوم: و لبهاى آنان آهسته به ذكر پروردگارشان گوياست مثل آيه مباركه:
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً [٢].
چهارم: و با استغفار فراوان گناهانشان را پراكنده سازند، و اين قسمت چهارم لازمه و يا نتيجه سه قسمت اوّل است، كلمه تقشّع، [پراكندگى ابرها] را براى از بين رفتن گناهان، استعاره آورده است، و وجه مشابهت آن است كه گناهان و هيأتهاى جسمانى در سياه كردن صفحههاى جانها و پوشاندن و ممانعت آنها از پذيرش انوار الهى، نظير ابرهاى متراكمى است كه صفحه زمين
[١] سوره سجده (٣٢) آيه (١٦) يعنى: پهلوهايشان را از بستر خواب به دور نگه دارند و در دل شب با بيم و اميد پروردگار خود را مىخوانند.
[٢] سوره سجده (٣٢) آيه (١٦) يعنى: پهلوهايشان را از بستر خواب به دور نگه دارند و در دل شب با بيم و اميد پروردگار خود را مىخوانند.