ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩١ - شرح
و كالبدى محسوس بود، حدود الهى را- در قبال بندگانى كه به سبب آرزوها آنها را فريب داده و به مشقتهايى گرفتار كرده است كه نه راه رفتن دارد و نه راه برگشت يعنى اين كه آن موارد از جاهايى است ورود و خروج از آن ممكن نيست- در باره او اجرا مىكردم. چون امام (ع) در اين گفتگو، همچون آموزگارى براى دنيا كه از نيرنگ و فريب او اطلاع يافته و مانند كسى كه او را از خود نااميد مىسازد مىگويد: چه دور است كه حال از تو فريب بخورم. يعنى پس از گول خوردن و اعتمادم به تو! آن گاه به بعضى از دلايل دورى از دنيا و بيزارى از نزديك شدن به آن، توجه مىدهد، كه عبارتند از: گام نهادن در لغزشگاه دنيا باعث لغزيدن و سوار شدن بر امواج آبهاى دنيا باعث غرق شدن، و دورى از بندهاى دنيا باعث رسيدن به سلامتى است، و اين كه شخص سالم از دست دنيا، باكى از تنگى خوابگاهش ندارد و هر تنگنايى از قبيل تهيدستى، زندان، بيمارى و گرفتارى پس از سلامت از دست دنيا هر چه تنگ باشد در برابر آن آسايش كه از گشايش در دنيا و تاخت و تاز در ميدانهاى شهوانى دنيا، از عذاب دردناك در آخرت نصيب انسان مىشود، گشايش محسوب مىشود و دنيا در كوتاهى و بىتوجهى امام (ع) بدان، همچون روزى است كه وقت پايان يافتن آن فرا رسيده باشد.
كلمات مداحض، لجج، حبال استعارهاند براى شهوتها و لذتهاى دنيا:
اول: از آن جهت كه شهوتهاى دنيا زمينه آن را دارند كه باعث دلبستگى شوند و انسان را به افزون طلبى، يا تجاوز از حد اعتدال به مرز حرام بكشانند، و در نتيجه پاى نفس انسانى از راه حق بلغزد و در پرتگاههاى هلاكت و موارد گناه بيفتد.
دوم: از آن رو كه خواستهها و آرمانهاى دنيايى بىپايان است و از پيامدهاى حتمى كسى كه سرگرم بدان و غرق در آن شده، آن است كه خويشتن را در دريايى غرق مىكند كه كناره ندارد، و در نتيجه از قبول رحمت حق سرباز