ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٣ - شرح
اطاعت از مخلوق معصيت خالق مىكنند و به نام دين از پستان دنيا شير مىنوشند و دنياى حاضر را عوض آخرت نيكان پرهيزگار مىطلبند، در صورتى كه هرگز- جز نيكوكار- به خير و نيكى نمىرسد و هرگز- جز تبهكار- به كيفر بدى نمىرسد، بنا بر اين نسبت به وظيفه خدمتى كه دارى پايدار و نستوه باش! همچون شخص دورانديش، كوشا و پند دهنده عاقلى كه مطيع و فرمانبر امام و پيشواى خود است، عمل كن و مبادا كارى كنى كه سرانجام پوزش بخواهى، به وقت فراوانى نعمت، زياد شادمان و در وقت سختيهاى زياد، سست و هراسان مباش، و السّلام.»
[شرح]
(٦٣٠٢٠- ٦٢٩٩١) شارح (ابن ميثم) مىگويد: اين شخص كه امام بر او نامه نوشته است، قثم به عباس بن عبد المطلب است، كه همواره- تا وقتى كه على (ع) به شهادت رسيد- از طرف آن بزرگوار فرماندار مكّه بود، و در زمان معاويه در سمرقند به شهادت رسيد.
علّت اين كه امام (ع) اين نامه را نوشت آن بود كه معاويه در موسم حجّ و هنگام اجتماع مردم براى اعمال، گروهى را فرستاد تا مردم را به اطاعت از او دعوت كنند، و مردم عرب را از يارى على (ع) متفرق كنند، و به ذهن مردم القا كنند كه على (ع) يا خود، قاتل عثمان است و يا زمينه قتل او را فراهم آورده است، در هر دو صورت شايسته امامت نيست، و از طرفى به زعم خود، فضايل و اخلاق و روش او را در بذل و بخشش در بين مردم شايع كنند، اين بود كه امام (ع) اين نامه را به فرماندارش در مكه نوشت و او را از اين مطلب آگاه ساخت تا بر اين اساس، به آنچه سياست ايجاب مىكند، اقدام كند. بعضى گفتهاند: كسانى را كه معاويه فرستاده بود، گروهى از مأموران مخفى او بودند كه فرستاده بود تا اوضاع را بر فرمانداران على (ع) آشفته سازند.
خلاصه نامه: نخست، امام (ع) به فرماندارش، مطالبى را اعلام مىدارد كه جاسوس آن بزرگوار در مغرب (غرب حجاز) نوشته است، و مقصود امام از