ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٥ - شرح
(٦٣٠٣٦- ٦٣٠٣١) ٣- آنان از مخلوق يعنى معاويه در جهت نافرمانى آفريدگارشان اطاعت مىكنند.
(٦٣٠٤١- ٦٣٠٣٧) ٤- آنان به بهانه دين، شير دنيا را مىدوشند. لفظ: الدّر (شير) را براى دنيا و خوشيهاى آن، استعاره آورده است، همچنين كلمه: احتلاب (دوشيدن)، استعاره است براى به دست آوردن متاع دنيا از هر راهى كه امكان دارد، از آن جهت كه دنيا همانند شتر است. درّها به عنوان بدل از دنيا، منصوب است. البتّه اين هدف را به وسيله دين پى مىگرفتند، از آن رو كه اظهار شعار دينى و دست آويختن به ظاهر دستورهاى دينى براى تحصيل دنيا بود و به چنگ آوردن مال و منال دنيايى كه استحقاق نداشتند، زيرا نبرد ايشان با امام (ع)- آن طورى كه آنها تصور مىكردند- تنها به خاطر گرفتن خون خليفه عثمان و اثبات عمل زشت قاتلان و خوار كنندگان عثمان بود، و بدين وسيله بود كه توانستند دل مردم عرب و بسيارى از مسلمانان نادان را نسبت به نبرد با آن حضرت و گرفتن شهرها به دست آورند.
(٦٣٠٩٤- ٦٣٠٤٢) پنجم: خريدن آنان دنياى حاضر را عوض آخرت نيكان، يعنى اجر و مزد اخروى، كلمه شراء خريدن استعاره براى به عوض گرفتن آنان دنيا را به جاى آخرت است، و چون در شعار اسلامى اين كار، زيانى جبران ناپذير است، امام (ع) در موضع نكوهش آنها بيان كرده است، آن گاه در مقام وعد و وعيد به آنها يادآور شده است كه رسيدن به نيكى منحصر به نيكوكاران است تا آنها تشويق به نيكوكارى شوند، و كيفر به بدى منحصر به بدكاران است تا آنان از بدى دورى كنند. و سپس نامه خود را با يك امر و يك نهى پايان داده است: امّا فرمان آن است كه نسبت به كار و وظيفهاى كه به عهده دارد، خود را جاى كسى كه شايسته آن است قرار دهد يعنى دورانديش و استوار در عقيده و كوشاى در اطاعت خدا، خيرخواه عاقل، براى خود و دوستان خود، فرمانبر امام و رهبر باشد، و امّا هشدار