ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٣ - شرح
به وسيله قياس مضمرى هشدار داده است كه صغراى آن عبارت است: زيرا زن گياه خوشبويى است نه انسانى نيرومند. كلمه «ريحانه گياه خوشبو» را استعاره براى زن آورده است از آن رو كه او مورد كاميابى و بهرهبردارى است، و شايد انتخاب كلمه ريحانه به جاى زن، از آن رو باشد كه زنان عرب بوى خوش، فراوان به كار مىبرند. غير قهرمان، كنايه از آن است كه زن براى حكمرانى و تسلّط آفريده نشده است بلكه شأن زن فرمانبرى است. و كبراى مقدّر چنين است: و هر كس اين طور باشد سزاوار نيست كار او را به خود واگذارند، و دست او در كار ديگران باز باشد.
ششم: و همچنين او را از احترام بيش از حدّ مانع شده است. يعنى نبايد تا آنجا زن را گرامى بدارى كه به مصلحت خود پشت پا بزند، و اين عبارت مانند جمله قبلى است.
هفتم: و همچنين او را از اين كه كارى كند تا زن به طمع در شفاعت ديگران بيفتد، منع كرده است زيرا اين خود نوعى پا از گليم خود بيرون نهادن است، و مطلب را به اين ترتيب بيان كرده است كه او به دليل نقصان غريزى و كاستى فكرى، شايستگى آن را ندارد.
هشتم: او را از اظهار غيرت و بدگمانى در جايى كه نبايد چنان باشد، منع كرده و بر نتيجه بدى كه بر آن مترتّب است به وسيله قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن عبارت: زيرا آن ... نادرستى، است، كلمه الصّحيحه كنايه از آلوده نبودن به خيانت و فساد، و السّقم كنايه از آلودگى بدانهاست. براستى چنين است، زيرا زن موقعى كه دور از فساد است، آن را بد مىداند و از روبرو شدن با فساد بيزار است، و بيم رسوايى و كيفر را احساس مىكند، ولى در صورتى كه او پاك است، اگر به او نسبت نادرستى بدهند، در آغاز كار بر او گران آيد، و اگر اين نسبت تكرار شود، سخن مرد در مقابل او بىارزش مىشود و