نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٥٨ - ديوار بزرگ چين
وسايل به من كمك كنيد. منافاتى نيز ندارد كه ساخت ديوار به حكمران چين در آن روزگار نسبت داده شود؛ زيرا اين كار به درخواست او و پيش چشم او صورت گرفته است. چون او و ملّتش توان اجراى آن را نداشتند و در برابر دشمنى قوى قرار داشتند كه ياراى ايستادگى در برابر يورشهاى او را نداشتند، از ذوالقرنين كمك گرفت. حضور ذوالقرنين در آنجا با لشكريان بىشمارش، مغلها را وادار به سكوت و عدم ممانعت از ساخت ديوار مىكرد. بنابراين چينيان با كمك ذوالقرنين توانستند چنين ديوار عظيمى بسازند.[١]
تعجّب برانگيزتر، مقالهاى است كه استاد محمد جميل بيهم در مجلّه «إخاء»، شماره ٣٢ كه در تهران، سال ١٩٦٢ م. منتشر شده است، در رد بر مقاله ابوالكلام آزاد در همين مجلّه نوشته است. نگارنده مىگويد: «من در سال ١٩٥٥ م. در مجله عرفان مقالهاى منتشر كردم كه در آن، دليل و برهان آوردم بر اينكه ديوار بزرگ چين، همان سدّ يأجوج و مأجوجى است كه در قرآن آمده است و قصهپردازان درباره آن خرافهها بافتهاند. زمانى كه فرصت سفر به چين برايم فراهم آمد و اين ديوار را ديدم، اطمينانم بيشتر شد؛ به ويژه كه با دو چشم خود، قلّههاى دو كوهى را كه رو به روى هم بودند و ذوالقرنين ميان آن دو را هم سطح كرده بود، ديدم و در قسمتى كه كارگران دولتى مشغول ترميم خرابيها بودند، پارههاى آهن را مشاهده كردم»؟![٢]
محمّد خير رمضان در پى اين سخن مىنويسد: «من چيزى از اين بيشتر نمىگويم كه اين شگفتترين مغالطه در تحقيقى بود كه تاكنون خواندهام ...».[٣] خداوند عاقبت ما را با اين وهم و خيالها به خير بگذراند.
[١] . بنگريد به آنچه وى در اين باره در كتابش« ذوالقرنين»، ص ٥٥ نوشته است و نيز محمد خير رمضان، پيشين، ص ٣٤٧.
[٢] . بنگريد به: اغاليط المورّخين، ابواليسر عابدين، دمشق، ١٣٩١ ه- ١٩٧٢ م. ص ٣١٧. شايد تكّههاى آهنى كه وى در آنجا مشاهده كرده است، باقى ماندههاى بيل و كلنگهاى كارگرانى بوده است كه در بخشهاى خراب شده مشغول حفارى بودهاند و وى گمان كرده از بقاياى سد است.
[٣] . ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٣٩٤.