نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١٤ - «خلق السماوات و الأرض في ستة أيام»
سؤال دوم اينكه ظاهر آيه نخست بر اين نكته دلالت دارد كه آفرينش آسمانها و زمين و ساير مخلوقات در هشت روز انجام گرفته، در حالى كه در آيه سوم و هفت آيه ديگر مشابه آن، از آفرينش شش روز، سخن به ميان آمده است. حال چگونه مىتوان ميان آيات جمع كرد؟!
پاسخ: مفاد آيه نخست اين است كه اصل زمين پيش از آسمان آفريده شده، ولى گسترش آن، (دحو الأرض) و نيز آرايش پوستهاش، پس از آفرينش آسمان انجام گرفته و اين فاصلهى زمانى ميان آفرينش زمين و گسترش آن، همان ايام اللَّه است كه مدّت آن را فقط خداوند مىداند. از همين رو بدان ايام اللَّه گفته شده نه ايّام النّاس.
از طرفى اصل زمين در دو روز آفريده شده و آفرينش كوهها كه پايههاى نگهدارنده آن است و نيز تنظيم نيازمنديهاى حياتبخش آفرينش، همه در طى دو روز صورت گرفته است و روى هم رفته، آفرينش زمين و كوهها و تقدير ارزاق و بركات هستى در چهار روز انجام گرفته است.
پس از آن به آفرينش آسمان پرداخته شده: «ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ» و در دو روز ديگر نيز آسمانها را آفريده است كه با احتساب چهار روز قبل، مجموعاً شش روز مىشود و اين معنى با مفاد آياتى كه در آن سخن از شش روز (ستّة ايّام) به ميان آمده، مطابقت دارد.
ساختار آيات ياد شده مانند اين سخن متعارف است كه گفته شود «سرتُ من البصرة الى الكوفة في يومين وإلى بغداد في أربعة أيّام»؛ يعنى طى مسافت بصره تا بغداد، چهار روز طول كشيده و اين مدّت با احتساب دو روز مسافت بصره تا كوفه است، نه جداى از آن.
در اين مورد تفسير ديگرى از آيه وجود دارد كه شايد دقيقتر باشد و آن اينكه چهار روز (اربعة ايّام) ظرف زمانى تقدير ارزاق است كه به فصلهاى چهارگانه سال اشاره دارد؛ زيرا تنظيم رزق و روزى مخلوقات (اعم از انسان، چهارپايان و جنبندگان) در فصلهاى ياد شده صورت مىگيرد.
علىّ بن ابراهيم قمى كه اين تفسير را از ايشان نقل كرديم، در توضيح مىنويسد:
«مراد از چهار روز، چهار دوره زمانى است كه خداوند در آن مدت روزى عالَم (اعم از