نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧٢ - زن در عرصه گواه شدن
مىكند منتقل كند يا در گفتن آن دچار لكنت و اضطراب مىشود.
اينجاست كه دين راه را براى او باز كرده و در مسائل ويژه امور زنان مانند- تولد و باردارى و حيض و مانند آن- كه به مردان ارتباطى نمىيابد به شهادت زنان بسنده كرده است.
سيد قطب در تفسير آيه اين گونه مىنويسد:
«مردان را براى شهادت فرا خوانده زيرا آنها به طور معمول در يك جامعه اسلامى متعادل، با كارها سر و كار دارند؛ جامعهاى كه در آن زن نياز ندارد تا براى زيستن كار كند و جنبه مادرانه و زنانه خود و وظيفه مهم خود را يعنى پاسدارى از گرانبهاترين لايههاى انسانى كه همانا تربيت فرزندان نسل آينده است، در برابر چند لقمه يا اندك كارمزد به هدر دهد؛ چنان كه در جامعه واژگونه و منحرف امروز كه در آن زندگى مىكنيم از آن ناگزير است.
اما چرا دو زن؛ صريح آيه جايى براى حدس و گمان نمىگذارد، متن قانونگذار، روشن و دقيق و مستند است:
«اگر يكى از ايشان اشتباه كند ديگرى او را يادآور شود.»
اشتباه (ضلال) ياد شده در آيه دلايل گوناگونى مىتواند داشته باشد؛ گاه برخاسته از كم اطلاعى زن از موضوع مورد تعامل است كه در نتيجه از ظرائف و جوانب آن، آن گونه كه در صورت لزوم بخواهد گواهى دقيق دهد آگاهى ندارد. پس ديگرى در به خاطر آوردن جوانب موضوع با او هميارى مىكند. گاه اشتباه از طبيعت منفعلانه زن نشأت مىگيرد؛ زيرا او به اقتضاى رسالت مادرىاش سرعت در پاسخگويى و واكنش را در حد بالا در برابر خواستهها و نيازهاى كودك دارد به گونهاى سريع و زنده و بدون تأمل و انديشيدن ... و اين طبيعت درباره او تجزيه نمىپذيرد؛ او يك شخصيت دارد و اين طبيعت يك زن معمولى است. حال آن كه شهادت درباره تعاملها نيازمند پيراستگى از انفعال و درنگ درباره رويدادها بدون تأثير و القائات است و بودن دو زن اين تضمين را خواهد داشت كه اگر يكى- در اثر واكنش سريع- بلغزد ديگرى او را يادآور شود و در نتيجه او به اصل موضوع باز گردد.»[١]
[١] . ر. ك: في ظلال القرآن، مجلد اول، ص ٤٩٣.