نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٧٣ - نگاهى گذرا به زندگى بنى اسرائيل در مصر
به گفته استاد نجار، اين كار فقط به عنايت خاص خداوند و براى انجام خواست او صورت گرفته است.[١]
حال كه دانستيم بيشتر كارنامهها و پروندههاى تاريخى درباره كارها و احوال سلاطين و غرق در بارانِ ستايش كردن آنهاست؛ گرچه با وارونه جلوه دادن حقايق و تبديل بديها و خوبيها و ناديده گرفتن ديگر مسائل باشد، آيا در چنين فضايى ديگر مجالى براى بيان نيكيهاى دشمنان و تجليل از آنان مىماند؛ به ويژه آنكه اين كار باعث خدشهدار كردن بزرگان و كسر شأن آنان باشد؟
مدارك تاريخى گذشته، از خواست و تمايل خدم و حشم شاهان و اسيران گذر نمىكرد و همه دغدغهها اين بود كه شأن و مقام آنان بزرگ داشته شود و چيزى ياد نشود كه عيب و نقصى بر آنان وارد سازد. بنابراين تاريخ را بزرگان بر طبق ميل و گرايشات خود ديكته مىكردند و از اين رو خوبيهاى آنان گرچه ساختگى باشد، با شرح و تفصيل ياد مىشد و زشتيهايشان زدوده شده، به دست فراموشى سپرده مىشد.
در گذشته دانستيم كه حاكمان مقدونى پس از سلطه خود بر ايران، در از ميان بردن افتخارات خاندان هخامنشى كوشيدند؛ به گونهاى كه طومار آن پيچيده شد و حتّى در نزد خود ايرانيان به فراموشى سپرده شد؛ چرا كه چندين قرن همواره براى تاريك ساختن تاريخ گذشته تلاش شد. آيا اين شگفتانگيز نيست كه ياد كورش و افتخاراتش و حتّى اسم و رسمش نيز نزد بزرگترين تاريخ دان ايران، حكيم فردوسى فراموش شده و سخنى از وى به ميان نيامده است. يكى از پيامدهاى مهم سلطه بيگانگان بر كشورها همين است.
درباره موسى و ماجراهاى خوفانگيز او با فرعون و اطرافيانش نيز قضيه از اين قرار است. پس چه دليل ديگرى مىتواند وجود داشته باشد كه در آثار مصر باستان نامى از او ثبت نشده است.
[١] . قصص الانبياء، نجار، ص ٢٠٤- ٢٠٥.