نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٧١ - نگاهى گذرا به زندگى بنى اسرائيل در مصر
عباراتى به سبك شعر نگاشته شده كه در آن از پيروزى او بر ليبيايىها به افتخار ياد شده و به سقوط عسقلان، جيزر، و يانوعيم در فلسطين اشاره شده است. در ضمن آن عبارتى آمده است كه به بنى اسرائيل اشاره دارد و مضمون آن حرف به حرف، چنين است: «بنى اسرائيل محو شدند و نسلى از آنان بر جاى نماند». اين نخستين متن رسمى در ميان آثار به جاى مانده است كه بنى اسرائيل را ياد كرده است.
با دقت در اين سنگ نوشته، روشن مىشود كه آن را منفتاح در زمان خود ننوشته است؛ وگرنه اين حوادث مهم، شأن والايى داشته است و بايد آن را در اثرى خاص تدوين مىكرد، نه آنكه از سنگى كه از گذشته و متعلق به ديگرى بوده است، استفاده كند.
به نظر مىرسد كاهنانى كه هوادار منفتاح بودهاند، اين سنگ را براى نوشتن اين مطالب به كار بردهاند تا ياد او را بزرگ بدارند و از او تجليل كنند و بدين وسيله آن را جاودان سازند. انتظار نمىرفت كه فرعون، ناگهانى و به اين صورت بميرد. بنابراين كاهنان خواستند حقايق را وارونه كرده و وانمود سازند كه اين فرعون بود كه بنى اسرائيل را از ميان برد تا شكست خود در برابر موسى را از مردم مصر كه دين آنان را حرمت مىنهادند، پنهان سازند. كشف جسد منفتاح و نمايش آن در تالار اجساد موميايى شده پادشاهان در موزه مصرى قاهره، مصداق آيه كريمه است كه مىفرمايد: «فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً».[١]
اين جسد با ديگر اجساد در قبر «آمينوفس دوم» در الاقصر يافت شده است. از آثار قبر منفتاح چنين پيداست كه وى خود را براى مرگش آماده نساخته بود و تشريفاتى را كه براى شخصى مثل او مرسوم بود، به انجام نرساندهاند.[٢]
[١] . يونس/ ٩٢:« پس امروز تو را با زره خودت به بلندى ساحل مىافكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مىآيند، عبرتى باشد».
[٢] . بنگريد به: قصص الانبياء، عبدالوهاب نجّار، ص ٢٠١- ٢٠٣. آنچه ياد شد، استاد نجار از كتاب احمد يوسف احمد كه زير چاپ است، نقل كرده است.