نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٦٤ - نشانههاى نه گانه براى فرعون و مردمش
را مىشناسند كه فردى خود كامه بوده و زندگى كوتاهش را در غرور و سرمستى گذرانيده است. ناز و نعمت و قدرت، او را از خود بىخود كرده و راه برترى جويى، فسادكارى و ويرانگرى را در زمين پيش گرفت. كوشيد تمدنها، فرهنگها و پايههاى مذاهب را نابود كند. كتابخانهها را سوزاند و غرق در خوش گذرانى و هوسبازى بود. به شيوه حكمرانان گستاخ شرق، براى خود سپاهيانى فراهم آورد و افراد هرزه و هم پياله را برگرد خود جمع كرد. در هزار توهاى غلوّ و فزون خواهى پيش رفت و امتيازات جهانگشاييهايش را تنها از آنِ خود مىدانست. در خودستايى به مرتبهاى رسيد كه ادعا كرد فرزند «جوبه» خداست و مردم را به پرستش خود فراخواند.[١]
نشانههاى نه گانه براى فرعون و مردمش
همانگونهكه پيشاز اين اشاره شد، برخى از بهاصطلاح نوانديشان مسلمان، آيات نه گانهاى را كه خداوند بهسوى فرعون وقوم او فرستاد، داستانهايى مردمى مىدانندكه قرآن بهشيوه مناظره و جدل، از آن رو كه مورد پذيرش خصم بوده بهكار گرفتهاست.[٢]
استاد خليل عبدالكريم، محمّد احمد خلف اللَّه را كه به اين گونه حوادث جنبه تاريخى بخشيده است، مورد انتقاد قرار داده و مىگويد: ناهنجارتر آنكه او حكايت موسى و فرعون و خروج بنى اسرائيل از مصر و دچار شدن طرفداران فرعون به ملخ، قورباغه، شپش و خون و نيز تبديل عصا به مار يا اژدها و امثال آن را تاريخ به حساب مىآورد و حال آنكه هيچ ملتى بر تدوين تاريخشان از مصريان مشتاقتر نبودند و با وجود اين، در تاريخ مصر اثرى از اين حوادث نيست. با اين حال، نويسنده «الفن القصصى في القرآن» همه را تاريخ مىشمارد.[٣]
[١] . بنگريد به: البحر الزاخر في تاريخ العالم واخبار الاوائل والاواخر، ٢/ ١٣٦- ١٣٧ و ١٥٠- ١٥١؛ محمّدخير رمضان، پيشين، ص ١٤٦- ١٤٧.
[٢] . به اين آيات نه گانه در آياتى از قرآن اشاره شده است؛ از جمله: اعراف/ ١٣٠- ١٣٥؛ نمل/ ١٢. در اسراء/ ١٠١ مىفرمايد:« وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً»( بنگريد به: قصص الانبياء، عبدالوهاب نجار، ص ١٩٧- ١٩٨).
[٣] . الفن القصص في القرآن، با شرح و تعليق خليل عبدالكريم، ص ٤١٥- ٤١٦.