نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٥٣ - ويژگيهاى سد مأرب و سازنده آن
شده بود، نه در بقاياى سد؛ تاريخ آن نيز به سال ٢٧٠ پس از ميلاد بر مىگردد.[١]
بدين سبب ما انتقاد گزنده خود را متوجه استاد احمد موسى سالم مىكنيم كه چرا وى ذوالقرنين قرآن و سازنده سدّ يأجوج و مأجوج را «شمر يرعش حميرى» مىداند؟![٢]
انگيزه وى براى اين كار، تعصّب نژادى است و مىخواهد همه شخصيتهاى بزرگ را از آنِ قوم عرب كند؛ گرچه با واقعيت منافات داشته و با تاريخ، معارض باشد.
استاد سالم خشمگين شده است كه چرا برخى ذوالقرنين را از ايران، يونان يا رم مىدانند، نه عرب! وى ديده خود را بر روى حقايق بسته است و تنها مايل است او را عربى از يمن بداند. چنين تعصّبهايى، زشت و زننده است و با عصرى كه ما در آن زندگى مىكنيم، سازگارى ندارد؛ عصرى كه در آن، حقايق آشكار شده و درباره تاريخ گذشته، ابهامها برطرف شده است.
چگونه استادى كه در عصر اطلاعات زندگى مىكند، ديده فرو مىبندد و از پژوهشهاى نوين كه دلالت دارد سدهاى بزرگ كهن، چه سدّ آهنى در كوههاى قفقاز و چه ديوار چين يا سدّ مأرب، همگى پيش از ميلاد ساخته شده است، خود را به دور مىدارد و سدّى را كه قرنها پيش از ميلاد ساخته شده، به فردى كه قرنها پس از آن مىزيسته نسبت مىدهد؟[٣]
راست گفتهاند كه: «حبّ الشيء يُعمي ويُصمّ» (دوست داشتن چيزى، انسان را كور و كر مىكند). خداوند همه را از خطا مصمون بدارد.
[١] . بنگريد به: تاريخ العرب، دكتر سيد سالم، ص ٥٤؛ ذوالقرنين، محمّدخير رمضان، ص ١٨١.
[٢] . بنگريد به كتاب وى: قصص القرآن في مواجهة ادب الرواية والمسرح، ص ٢٢٠- ٢٢١؛ محمّد خير رمضان، پيشين، ص ٢٣٣.
[٣] . ساخت سدّ مأرب، بنابر نوشتههاى به دست آمده در ويرانههاى آن، به سالهاى ٦١٠- ٦٤٠ ق. م. بر مىگردد. يعنى حدود ٩١٥ سال پيش از شمر يرعش، و ٩٦٠ سال پيش از تبّع بزرگ، و ٩٤٠ سال پيش از ذوالقرنين. بنابراين هيچكدام از اين سه پادشاه در ساخت آن شركت نداشتهاند.( مفاهيم جغرافيه، ص ٢١٥).