نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٣٣ - اعلاميه كورش براى پايان اسارت يهود و بناى معبد مقدس
من نيازمنديهاى بابل و همه پرستشگاههاى آن را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان كوشيدم. من يوغ ناپسند مردم بابل را برداشتم و خانههاى ويران آنان را آباد كردم.
من به بدبختيهاى آنان پايان بخشيدم. مردوك خداى بزرگ از كردارم خوشنود شد و به من كورش شاه كه او را ستايش كردم و به كمبوجيه، فرزندم كه از نسل من است و به تمام سپاه من بركت ارزانى داشت و از صميم قلب، مقام شامخ او را بسى ستودم.
تمام شاهانى كه در بارگاههاى خود بر تخت نشستهاند، در سراسر چهار گوشه جهان از درياى زبرين تا درياى زيرين، تمام شاهان سرزمين باختر كه در خيمهها مسكن داشتند، مرا خراجى گران آوردند و در بابل بر پايم بوسه زدند.
تا شهرهاى آشور و شوش و آگاده و اشنونا و شهرهاى زمبان و مورنو و در، تا ناحيه سرزمين گوتيوم، شهرهاى مقدس آن سوى دجله را كه مدتى طولانى پرستشگاههايشان دستخوش ويرانى بود، تعمير كردم و پيكره خدايانى را كه جايگاه آنها در ميان آنان بود، به جاى خودشان بازگرداندم و در منزلگاهى پايدار جاى دادم.
من همه ساكنان آنها را گرد آوردم و خانههايشان را به آنان بازپس دادم. خدايان سومر و اكد را كه نبونيد آنها را به بابل آورده و خداى خدايان را خشمناك ساخته بود، من به خواست مردوك، خداى بزرگ، به صلح و صفا به جايگاه پسنديده خودشان بازگرداندم. باشد كه همه خدايانى كه من در پرستشگاههايشان جاى دادهام، روزانه مرا در پيشگاه بعل و نبو دعا كنند. باشد كه زندگانى من طولانى گردد.
باشد كه به مردوك، خداى بزرگ بگويند كورش پادشاه تو را گرامى مىدارد و فرزندش كمبوجيه ...».[١]
اعلاميه كورش براى پايان اسارت يهود و بناى معبد مقدّس
كورش پس از آنكه بابل را فتح كرد، بنى اسرائيل را از اسارت بابليان رهايى بخشيد و دستور داد اموال و اثاثيه به غارت رفته معابد را به آنان بازگردانند و مقدمات
[١] . كورش كبير( ذوالقرنين)، ص ٥٤- ٥٥ و نيز بنگريد به صفحه نخست از كتاب« تونس وايران- قرون من التلاقح الحضارى»، تأليف جمعى از اساتيد تونسى، الدار التونسيّه للنشر، ١٩٧١ م؛ ذوالقرنين القائد الفاتح والحاكم الصالح، ص ٢٣٦- ٢٣٧.