نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠٨ - تمدن بشر در روزگار ذوالقرنين
دلالتدارد. معمارانايرانى هنر معمارىرا از ملتهايىكه تحتفرمان آنها بودند، مانند سومر، آشور، كلدان و يونان آموختند و خيلى زود اسرار و فنون آن را فراگرفتند.
هركس به كاخها و آرامگاه كورش و داراى اول و خشايار شاه اول بنگرد، عمق تأثيرپذيرى معمارى فارس را از تمدنهاى پيرامون آن در مىيابد وشيوههاى معمارى يونان، بابل، ماد و ليدى را در آن مىبيند. «پاسارگاد»[١] با وجود صدمات و ويرانيهاى وارد شده به آن، نمايهاى از اين هنرهاست و در واقع، تابلويى از شگفتى و زيبايى استكه جلوههاى هنر فارسى دورانهخامنشى را پساز ٢٤ قرن بهنمايشمىگذارد.
شگفتيها آنگاه بيشتر مىشود كه در بناى «نقش رستم» در نزديكى «تخت جمشيد» يا به نام يونانى آن «پرسپوليس» و آثار موجود در اين مكان به جست و جو بپردازيم.
افزون بر آنچه ياد شد، بناهايى پارسى وجود دارد كه از چنگ جنگها، غارتها و تغييرات آب و هوايى جان به در برده است و به شكل مجموعهاى از آوارها و خرابههاى كاخها در پايتختهاى قديمى ايران، مانند «پاسارگارد»، «پرسپوليس» و «اكباتان يا همدان» رخ مىنمايد.
همه اين آثار در بررسى مراحل تطوّر و دگرگونى هنر ساختمان سازى و معمارى دوران هخامنشيان در فارس به ما كمك مىكند و نشان مىدهد كه هخامنشيان از تمدنهاى پيرامون خود دانش آموختهاند و همه هنرها شامل حرفههاى گوناگون، تكنيك و فنآورى، راهسازى، پديدههاى معمارى و هنرى و پل و سدسازى را به خوبى فرا گرفتهاند.
اين آثار، داراى اصالت در طرح و نقشه و حسن اجراست؛ به گونهاى كه ما را به اين نتيجه مىرساند كه ايرانيان از آنچه وارد كرده بودند، چيزهايى ابداع كردند كه گواه بر سبك پيشرفته و شيوه منحصر به فرد آنان است.
از آثار سنگى، پلهها، ستونها، گنبدها، تنديسهاى حيوانات و بقاياى بنايى كه
[١] . پاسارگاد كه در عربى آن را« بازار جاد» تلفظ مىكنند، شهرى است كه از آثار با شكوه آن در مشهدمرغاب، پايتخت قديم هخامنشيان به جاى مانده است. اين مكان در ١٨ فرسنگى شمال شرقى شيراز قرار دارد و مقبره كورش كبير تاكنون در آن پابرجاست و در آنجا بود كه مجسّمه سنگى مشهور كورش يافت شد.