نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩٣ - به سوى منطقه سد
كورش هشت سال[١] براى گوشمالى دادن و مطيع ساختن قبايل ويرانگر گيدروسيا در بيابانهاى سيستان و مكران به سر برد و مرزهاى امپراتورى خويش را تا رود «سيحون» گسترش داد و در كناره آن، شهرى به نام خود بنا كرد كه اين شهر در زمان اسكندر «دورترين شهر كورشى» خوانده مىشد و اعتقاد بر اين است كه آن شهر در محل كنونى «اوراتپّه» قرار داشته است؛ وى در اين هنگام احساس كرد زمان جلوگيرى از مهاجمانى كه از تنگه داريال عبور مىكنند و بر مردمان بىپناه در آذربايجان، گرجستان و ارمنستان هجوم مىآورند، فرار رسيده است.
اين ولايتها در جنوب سلسله جبال قفقاز كه از درياى خزر در شرق شهر «دربند» تا «سرخوم» در كناره درياى سياه امتداد داشت، قرار داشت. كورش در سال ٥٣٧ پيش از ميلاد بدان سو حركت كرد و حدود نه سال پى در پى[٢] را در آنجا به بناى سد در ميانه گذرگاه و سركوب قبايل اسكوذى يا «ماساژت» يا به تعبير قرآن «يأجوج و مأجوج» گذراند.[٣]
لازمه رسيدن كورش به كوههاى قفقاز، گذر از كردستان، آذربايجان، ارمنستان و گرجستان بود. او به بخشهايى از داغستان تا شهر «دربند» و پيرامون آن و همين طور سرزمين اوسيناى جنوبى نيز رسيد. شمال اين نواحى را كوههاى قفقاز احاطه كرده بود كه در ميانه آن، شكاف و رخنهاى به نام تنگه «داريال» قرار داشت. در شمال اين ديواره كوهستانى گروههاى يأجوج و مأجوج و در جنوب آن، مردمانى بىبهره از تمدن زندگى مىكردند كه قرآن آنان را اين گونه توصيف مىكند: «لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا»؛ يعنى ايجاد ارتباط وگفتوگو باآنان دشواربود. اينمطلب بنابراين تفسير است كه «من دونهما» را به منطقه پيش از سدّ معنى كنيم، نه پشت آن؛ چنانكه گذشت.
كورش راه خود را به سوى آنان در شمال با عبور از مناطق كوهستانى و
[١] . براساس آنچه حسن پيرنيا ياد كرده است لشكركشى كورش در شرق و شمال ايران، هشت سال بهطول انجاميد( تاريخ ايران، ص ٦٨).
[٢] . بر اساس آنچه دكتر عبدالعليم ياد كرده است، كورش مدت نه سال را در اين سرزمين به سربرد( مفاهيمجغرافيّه، ص ٢٧٣). اين مسئله بنابراين است كه چنانچه گفته شده، قائل شويم كه اين ماجرا پس از فتح بابل بوده است( تاريخ ايران، ص ٦٨).
[٣] . مفاهيم جغرافيّه، ص ٢٧٣.