نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٩ - «رب لا تذر على الأرض»
بوجودآمدن كوهها و خشكىهاى ديگر از آب باشد؛ زيرا فرا رفتن آب بر فراز كوهها به مدت چند روز نمىتواند اين پديدههاى طبيعى را به وجود آورده باشد.[١]
«رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ»[٢].
اين آيه را دليل بر فراگيرى طوفان در سطح زمين گرفتهاند.
شيخ محمّد عبده مىنويسد: اين آيه تصريح ندارد كه منظور از «ارض» همه كره زمين است، بلكه معمولًا در گفتهها و شنيدههاى پيامبران و ديگر مردمان ارض به كار رفته و منظور، سرزمين و وطن ايشان است؛ مانند اين آيه كه سخن فرعون، خطاب به موسى و هارون را نقل مىكند: «وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ»[٣] و بزرگى در اين سرزمين براى شما دو تن باشد؛ يعنى سرزمين مصر، يا اين آيه: «وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها»[٤] و چيزى نمانده بود كه تو را از اين سرزمين بركَنَند تا تو را از آن بيرون سازند، كه منظور مكه است؛ يا اين آيه: «وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ»[٥] و در كتاب آسمانى [شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دوبار در زمين فساد خواهيد كرد. كه مراد، سرزمين فلسطين است. و نمونههاى بسيارى ديگر از اين دست.
ظواهر اين آيات به كمك نشانهها و آيينهاى برجا مانده از اهل كتاب، شاهد آن است كه در سطح كره زمين و در زمان نوح جز قوم نوح نمىزيستهاند- و اين در نخستين دورانهاى حيات بشرى بود- و اينكه ايشان همگى با طوفان هلاك شدند و جز فرزندان نوح از ايشان كسى زنده نماند و مقتضاى اين سخن اين است كه طوفان فقط در دشت و كوه سرزمين ايشان بوده و نه همه سطح زمين. مگر اينكه سطح خشكى در آن زمين بسيار محدود بوده باشد زيرا به زمان پيدايش زمين و انسان زمينى نزديك بوده است. چرا كه زيستشناسان و زمين شناسان مىگويند: زمين وقتى از خورشيد جدا شد كرهاى آتشين و شعلهور بود و كم كم تبديل به كرهاى آبى
[١] . تفسير المنار، ١٢/ ١٠٨.
[٢] . نوح/ ٢٦.
[٣] . يونس/ ٨٧.
[٤] . اسراء/ ٧٦.
[٥] . اسراء/ ٤.