نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨٦ - غروب خورشيد در چشمهاى گل گون
تجارت با ديگر مناطق جهان و تأمين منافع اقتصادى خود نيازمند اين دريا بود.
شهرهاى ايونى كه مستعمره يونان بود و در سواحل اين دريا قرار داشت، به ثروت مشهور بود، اما به سبب متمركز نبودن و پراكندگى اين ثروتها، داراى ضعف دفاعى بود و از اين رو غنايمى را تشكيل مىداد كه به آسانى تصاحب شدنى بود و فاتحان را به طمع مىانداخت. يونانيان در سواحل آسياى صغير با يورشى سهمگين مواجه شدند و سپاه ايران در يك حمله، همه شهرهاى آنان در سواحل درياى اژه را به چنگ آورد.
اكنون كورش به محل غروب خورشيد نسبت به سرزمين خود رسيده بود و بر كناره درياى مديترانه گام مىنهاد. حال آن چشمه گِلى كجاست؟
غروب خورشيد در چشمهاى گِل گون
زمانى كه كورش در سواحل درياى اژه (بخشى از سواحل تركيه در درياى مديترانه) ايستاد، ساحل را همان گونه كه از نقشه پيداست، بريده بريده و پر پيچ و تاب يافت؛ زيرا زبانههايى از دريا به داخل خشكى نفوذ كرده كه از نمونههاى اين تورفتگىها خليج هرمس و مندرس بزرگ و مندرس كوچك است.
خليج ازمير ١٢٠ كيلومتر در خشكى پيش رفته و اطراف آن را كوههاى بلورين فراگرفته است. فيليپسون آن را «چشمه سرسبز ليدى» ناميده است؛ زيرا اينكوهها از جانب غرب به سمت شرق، اطراف اين زبانه دريايى را فراگرفته و به شكل چشمه درآمده است. رود «غديس» آبهاى گلآلود را كه مواد آتش فشانى و خاك سرخ به همراهدارد، از بلنديهاى آناتولى بهدريا مىآورد. اين بلنديها به سوى غرب شيبىآرام دارد تا آنكه به كرانه غربى مىرسد و در آنجا سرعت رود تند مىشود و در دلدشت ساحلىكه بهصورت خليجهاىبزرگ وكوچك وخورهاى[١] بسيار قطعهبندىشده، به پيشمىرود تا بهمركز درياى اژه مىرسد و در آنجا به خليج ازمير مىريزد كه در ميان قلّههاى اطراف كه ارتفاعشان ميان ١٠٠٠ تا ٢٠٠٠ متر نوسان دارد، فرو رفتهاست.
[١] .« خور» زمينى پست است كه در بخش بلند قرار گرفته و در آن آبها به صورت حوضچههايى طبيعى دردل دشتها جمع شده است.