نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٣٦ - ٥ ارائه گزارشها و تصويرهاى گوناگون از يك صحنه
جا موسى عليه السلام به او مىگويد: «لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً»[١] و در جاى ديگر مىگويد: «لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً».[٢] «امر» يعنى شگفت و هر حادثهاى؛ چه خوب و چه بد كه نامرسوم باشد، شگفتى انسان را بر مىانگيزد. اين تعبير درباره سوراخ كردن كشتى، البته به گونهاى كه منجر به غرق شدن كشتىنشينان نمىشد، به كار رفته است. اين كار، شگفتى موسى عليه السلام را برانگيخت؛ زيرا در ظاهر، هيچ فايده معقولى از آن به نظر موسى عليه السلام نمىرسيد، گرچه در واقع ممكن بود حكمتى در آن نهفته باشد.
اما «نُكر» يعنى كارى كه آشكارا زشت و ناپسند است و به كشتن آن پسربچه بيگناه بر مىگردد.
نمونهاى ديگر، بيانى است كه قرآن درباره زمين خشك به كار برده و به خاطر تفاوت در كاربرد و غرض در سوره حج از آن با واژه «هامدة» و در سوره فصّلت با «خاشعة» تعبير كرده است.
در سوره حج مىخوانيم: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ».[٣]
در سوره فصّلت آمده است: «وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا
[١] . كهف/ ٧١:« واقعاً به كار ناروايى مبادرت ورزيدى».
[٢] . كهف/ ٧٤:« واقعاً كار ناپسندى مرتكب شدى».
[٣] . حج/ ٥:« اى مردم! اگر درباره برانگيخته شدن در شكّيد، پس بدانيد كه ما شما را از خاك آفريدهايم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه داراى خلقت كامل و احياناً ناقص، تا قدرت خود را بر شما روشن گردانيم و آنچه را اراده مىكنيم، تا مدتى معين در رحمها قرار مىدهيم، آنگاه شما را به صورت كودك برون مىآوريم، سپس حيات شما را ادامه مىدهيم تا به حد رشدتان برسيد و برخى از شما زود مىميرد و برخى از شما به غايت پيرى مىرسد؛ به گونهاى كه پس از دانستن، چيزى نمىداند. و زمين را خشكيده مىبينى و چون آب بر آن فرو آوريم، به جنبش در مىآيد و نمو مىكند و از هر نوع رستنيهاى نيكو مى روياند».