نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥١ - تورات و عبرتهاى ناگفته
چگونه فراهمترين امكانات هدايت و صلاح را رها كرده، با انتخابى نادرست، در گرداب جريانهاى گمراهى و فساد فرو مىرود و سر از نابودى و هلاكت در مىآورد.
سيد بن طاووس مىگويد، نوح دو همسر داشت، يكى با وفا و ديگرى گمراه، آن يك با فرزندانش سوار كشتى شد و اين ديگرى همراه با گناهكاران به هلاكت رسيد.[١]
خداى تعالى درباره همسر لوط مىفرمايد:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»[٢]
خدا براى كسانى كه كفر ورزيدهاند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده كه هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند، و كارى از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد: با داخل شوندگان داخل آتش شويد.
خيانت آن دو زن، همانا همراهى با كافران و پشت سرافكندن نشانهها و رهنمودهايى بود كه در دسترس نزديك ايشان قرار داشت.
درباره فرزند نوح مىفرمايد: او از خاندان نوح نيست. شايستگى انتساب به وى با اين عنوان ارزشمند (خاندان نوح) را ندارد؛ زيرا او كارى ناشايسته است؛ او دستاورد كارهاى ناشايست خويش است؛ و به همين دليل خارج از چارچوب زيست رفتارى نوح و خاندان او مىزيسته است.
اين نيز از بزرگترين عبرتهاست؛ چگونه انسان از اوج بلندترين قلههاى هدايت و موفقيت سقوط مىكند و در سلك درماندگانى سرگردان در مىآيد كه راه به جايى نمىبرند. اما نوح چرا و چگونه با آگاهى از گمراهى فرزند خويش در پى نجات او بود؛ اين به مهر و عطوفت پدرى باز مىگردد كه در نوح عليه السلام بود، بويژه كه خداوند وعده نجات خاندان او را نيز داده بود، با اين اميد كه شايد عنايت الهى شامل حال او شده از رحمتشدگان گرديده باشد. و به همين دليل، پاسخ او نوميدانه بود؛ كه او شايسته آن نيست كه جزو خاندان تو باشد و لاجرم از راندهشدگان است.
[١] . سعد السعود، ٢٣٩؛ بحارالأنوار، ١١/ ٣٤٢.
[٢] . تحريم/ ١٠.