نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٨ - مخالفت ضمير با مرجع
باشد؛ شگفتا! خورشيدى مرا از گرماى خورشيدى ديگر سايبانى مىكند.
اگر شاعر از باب تناسى تشبيه، اين دو بيت را نسروده بود، اظهار شگفتى وى ناموجّه مىنمود.
ابو طباطبا علوى نيز در توصيف نوجوانى زيبا روى، از استعاره ترشيحى استفاده كرده است:
|
لاتَعْجبوا من بِلى غِلالَته |
قد زرّ أزرارَه على القمر |
|
يعنى از كهنگى زير پيراهن او تعجّب نكنيد؛ زيرا دگمههايش را بسته است تا نور ماه را تحت الشعاع خود قرار ندهد. در اين شعر هم اگر شاعر از تناسى تشبيه استفاده نكرده بود، نمىتوانست مخاطبش را از شگفتى باز دارد.
عبّاس بن احنف با استفاده از آرايه پيشين، خود را مخاطب قرار داده و محبوبهاش را اين گونه وصف كرده است:
|
هي الشّمس مسكنها في السّماء |
فَعَزّ الفؤادَ عزاءاً جميلًا |
|
|
فلن تستطيعَ إليها الصُّعودا |
ولن تستطيعَ إليك النُّزولا |
|
يعنى او خورشيد است و جايگاهش آسمان، پس دل را به شكيبايى بردبارانه فراخوان! بارى، نه تو را ياراى فراز به آسمان است، نه او را ياراى فرود به زمين.
ايشان نيز محبوبهاش را صريحاً و بدون يادكرد مشبّهٌ به، به خورشيد تشبيه كرده است، ليكن در اين كار از آرايه تناسى تشبيه و انتساب ويژگيهاى مشبّه به، به مشبّه استفاده كرده است.[١]
آيه «وَ خُضْتُمْ كَالَّذِي خاضُوا»[٢] نيز از باب تناسى تشبيه است؛ يعنى گرفتارى شما به كفر و عناد، مانند گرفتارى كسانى بود كه پيش از شما بودند. در اين آيه، ضمير حذف شده و گرفتاريها به هم تشبيه شده است، نه گرفتاران كه تشبيهى زيبا و نيكوست؛ (چرا كه دو فعل به هم تشبيه شده است نه دو فاعل).
آيه «وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»[٣] نيز از جمله آياتى است كه
[١] . المطوّل، ص ٣٧٩.
[٢] . توبه/ ٦٩:« و شما[ در باطل] فرو رفتيد؛ همان گونه كه آنان فرو رفتند».
[٣] . زمر/ ٣٣:« و آن كس كه راستى آورد و آن را باور كرد، فقط ايشان پرهيزگارانند».