نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٠٦ - مخالفت ضمير با مرجع
وصفيّت را اراده كرده و گويا فرموده است: «سوگند به آسمان و خداوند بزرگ و توانايى كه آن را بر نهاد. سوگند به نفس و خداوند حكيمى كه آن را آفريد». عرب نيز در كلامش عبارتِ ذيل را خطاب به آسمان، زمين، خورشيد و ماه به كار مىبرد:
«سبحان ما سخّركُنّ لنا»[١]؛ يعنى منزّه است خداوندى كه شما را مسخّر ما گردانيد.
همو درباره «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ، وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ»[٢] مىنويسد: اگر كسى اشكال كند كه چرا در اين دو آيه به جاى «مَنْ»، «ما» آمده است، پاسخ خواهيم داد كه خداى سبحان در اين دو آيه، معبود كافران و معبود پيامبرش را توصيف مىكند؛ گويا فرموده است: نه من معبود باطل شما را مىپرستم و نه شما خداى بر حق مرا مىپرستيد.[٣]
زمخشرى كلمه «ما» در آيه «وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى»[٤] را موصول دانسته است و آيه را اين گونه تفسير مىكند: «يعنى خدايى كه توانا و داراى قدرت فراوان است؛ همو كه توانست مرد و زن را از آبى واحد بيافريند». وى مىافزايد: «ابن مسعود اين آيه را اين گونه تلاوت كرده است: «والّذي خلق الذكر والانثى»[٥] بدين معنا كه ابن مسعود، «ما» را موصول و به معناى «الّذي» مىدانسته است».
فرّاء مىگويد: همه اين موارد (آياتى كه «ما» در آنها درباره عقلا به كار رفته است) در زبان عربى جايز و رواست.[٦]
مخالفت ضمير با مرجع
«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ»[٧]؛ مَثَلآنانهمچونمَثَلِ كسانىاستكه آتشى افروختند وچون پيرامون آنان را روشنايى داد، خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمىبينند رهايشان كرد.
خداوند متعال در اين آيه، حالِ زار منافقان را به كسى تشبيه كرده كه در شبى
[١] . الكشّاف، ٤/ ٧٥٩.
[٢] . كافرون/ ٢ و ٣.
[٣] . الكشّاف، ٤/ ٨٠٩.
[٤] . ليل/ ٣:« و[ سوگند به] آن كه نر و ماده را آفريد».
[٥] . الكشّاف، ٤/ ٧٦١.
[٦] . معناني القرآن، ٣/ ٢٦٣.
[٧] . بقره/ ١٧.