نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٤ - آيين ابراهيم حقگرا
چهارتن از بزرگان قريش به نامهاى ورقة بن نوفل، عبيداللَّه بن جحش، عثمان بن حويرث و زيدبن عمرو از ايشان جدا شدند و به نجوا به هم گفتند كه با هم دوست باشيد و اين مطلب را پنهان كنيد. يكى از ايشان گفت: سوگند به خدا كه قوم شما چيزى ندارند! آنان درباره دين جدّشان ابراهيم راه صواب نپيمودند! اين سنگ چه ارزشى دارد كه ما دور آن بچرخيم؛ در حالى كه فاقد شنوايى، بينايى و سود و زيان است! اى قوم من! دين ديگرى را براى خود بجوييد؛ زيرا در غير اين صورت، ارزشى نخواهيد داشت. سپس به قصد جستن دين يكتاپرستى كه دين ابراهيم عليه السلام بود، از هم جدا شدند.[١]
اينان كه تنها هم نبودند، آن روز آيين قوم خويش را مانند بتپرستى، مردارخوارى، خون آشامى[٢]، قربانى براى بتان، فحشا، منكرات، زنده به گور كردن دختران و ديگر عادات زشت جاهلى، وانهادند و به همين دليل «حُنَفاء» (يكتاپرستان) ناميده شدند؛ زيرا از دين ابراهيم پيروى مىكردند.
«حنفيّت» برگرفته از ماده «حَنَف» و به معناى پاكى و قداستِ فطرى در هر دو حوزه انديشه و عمل است. خداوند متعال درباره تغييرناپذيرى فطرت مىفرمايد:
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ»[٣]؛ پس روى خود را با گرايش تمامِ به حقّ، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خدا تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيشتر مردم نمىدانند.
در حديث، حنفيّت به فطرت معنا و تفسير شده است.[٤] راغب مىنويسد:
«حَنَف» به معناى ترك گمراهى و بازگشت به راه راست است و «جَنَف» برعكس آن.[٥] حنيف كسى است كه به اعتدال و ميانهروى مايل است و آيات «قانِتاً لِلَّهِ
[١] . براى آگاهى بيشتر ر. ك: سيرة ابن هشام، ١/ ٢٤٧- ٢٣٨.
[٢] . مراد، معناى حقيقى آن است، نه كنايى( مترجم).
[٣] . روم/ ٣٠.
[٤] . بحارالأنوار، ٣/ ٢٧٦.
[٥] . همان گونه كه در آيه« فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً»( بقره/ ١٨٢) آمده كه واژه« جَنَف» در اينجا همبه معناى روىگردانى از حق به هنگام اجراى وصيّت ميّت است.