نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٣ - آيين ابراهيم حقگرا
آيين ابراهيم حقگرا
هاشم عربى، همو كه با زبان قرآن بيگانه است، بر اين پندار است كه حنيف بودن به معناى انحراف از راه راست است و قرآن آن را در غير معناى اصلىاش در آيه «قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً»[١]؛ (بگو [نه]، بلكه [بر] آيين ابراهيم حقگرا [هستم]) به كار برده است و اضافه مىكند كه قرآن الفاظ عربى را در غير معناى اصلى آنها به كار برده است. يكى از اين موارد، توصيف دين ابراهيم به حنيف است كه از آن، «استوار» را مراد كرده است، امّا عرب ماده «حنف» را به معناى اعوجاج و كژى به كار برده و به همين دليل، بتپرست را حنيف مىدانند؛ چرا كه از دين استوار روى برتافته است!
وى پنداشته كه اين واژه از بر ساختههاى يهود است و آن را به دروغ به خداوند نسبت دادهاند تا بدين وسيله دين ابراهيم را نزد عرب، كژ و ناراست جلوه دهند و پيامبر صلى الله عليه و آله هم معناى حنيف را نمىدانسته و از يهود فريب خورده است![٢] اين برداشت، نشان دهنده جهل و نادانى گوينده است.
چگونه ممكن است پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از مفاهيم زبان خود بىخبر باشد و فريفته شود؛ در حالى كه نه تنها در مهد آن زبان به دنيا آمده و نشو و نما كرده، بلكه قبيله او بهترين سخندان عرب و آن حضرت صلى الله عليه و آله از اين نظر در رأس آنان بوده است؟ آيا معقول است كه ذهن و زبان چنين كسى بازيچه دست افرادى بيگانه قرار گيرد كه از نظر جمعيّت در اقليت بودهاند؟! بنى اسرائيل عجم و بيگانه از زبان و ادب عربى كجا و فرزندان قريش كجا؟ نژاد دو رگه كجا و نژاد اصيل كجا؟ به نظر مىرسد كه وى خود فريب خورده و سراب را واقعيت پنداشته است.
از زمان جاهليت كسانى در جامعه آن روز زندگى مىكردند كه «حُنَفاء» ناميده مىشدند؛ علت نامگذارى نيز اين بود كه آنان خود را از پليديهاى بتپرستى پيراسته و بر آيين ابراهيم يكتاپرست بودند.
قريش سالى يك روز جشنى را براى بزرگداشت يكى از بتهايشان برگزار مىكردند و شترى را نحر و سپس به گرد بت طواف مىكردند. در يكى از اين جشنها
[١] . بقره/ ١٣٥.
[٢] . ملحق ترجمة كتاب الإسلام، ص ٤٢٤- ٤٢٥.