نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧٠ - التفات يا ديگرگونى سخن
امّا ناگهان جهتگيرى سخن را با خطاب به مؤمنان دگرگون مىكند. از ضماير سه گانه و پى در پى آن، دو ضمير نخست، به پيروى از آرايه التفاف، به پيامبر صلى الله عليه و آله و ضمير سوم به خداوند بر مىگردد كه از لطيفترين آرايههاى بديع است.
ناگفته نگذارم كه صنعت التفات و مانند آن، به تشابه نمىانجامد؛ زيرا مرجع ضماير براى مخاطبان فرهيخته معلوم است و اين شيوه را بلاغتى نيكوست؛ زيرا متكلّم ميان قلّت كلام و ظرافت آن جمع كرده است؛ كلامى كه در ظاهر، ابهام انگيزد و در واقع، استوار است. به ديگر سخن، اين روش بيانى، سهل و ممتنع است كه به كلام، حلاوتى دلكش مىبخشد.
بدين ترتيب روشن شد كه شيوههاى متنوّع بيانى، نه تنها به پريشان خاطرى خواننده وشنونده نمىانجامد (آن گونه كه اشكال تراش ادعا مىكرد) بلكه برعكس، براى آنان شيرين و لذّت بخش است البته اين شرينى را مخاطب فرهيخته مىفهمد.
كاربرد التفات در قرآن كريم موارد فراوان دارد. اين آرايه بر تارك ديگر آرايههاى ادبى قرآن مىدرخشدو ما در جلد پنجم «التمهيد في علوم القرآن» در اين باره به تفصيل سخن گفته و تأكيد كردهايم كه هر نوع التفاتى در قرآن بايد، افزون بر ايجاد طراوت و دگرگونى كلام، فايدهاى ديگر هم داشته باشد تا علاوه بر زيبايى كلام، بر فروغ آن نيز بيفزايد و مثالهايى نيز براى آن آوردهايم.
اما درباره آيهاى از سوره يونس كه مستشكل بدان مثال زده است، مىگوييم: در اينجا افزون بر آرايه التفات، از آرايه ديگرى به نام استنكار و توبيخ نيز استفاده شده است كه از آهنگ آيه به خوبى نمايان است:
«وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا»[١]؛ و چون مردم را پس از آسيبى كه به ايشان رسيده است، رحمتى بچشانيم، بناگاه آنان را در آيات ما نيرنگى است.
يعنى هرگاه مشكلات اين كافرانِ منكر حق را برطرف كنيم، به جاى سپاسگزارى، به آيات الهى كفر مىورزند و تلاش مىكنند تا آنها را با انواع ابهامات و اشتباهات، تحت الشعاع قرار دهند.
[١] . يونس/ ٢١.