نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٦ - درود بر پيروان الياس
حبشى (اتيوپيايى) است كه به معناى بوريا و حصير است.
زنجبيل نيز سرنوشتى مشابه دارد؛ چرا كه برگرفته از كلمه فارسى شنگبيل، شنگوير، شنگبير و شنگويل است كه آن هم تغيير يافته واژه سانسكريت «شرنگوير» مىباشد. همان گونه كه ملاحظه مىشود، اين واژه هندى پس از ورود به حوزه زبان فارسى دچار چند گونگى شده است، ليكن پس از ورود به زبان عربى تغيير نكرده است.
واژه «سه دانگ» كه به معناى نيم درهم است، سرنوشتى پر فراز و فرودتر از واژههاى پيشگفته دارد؛ چرا كه در زبان عربى بيش از بيست گونه تلفظ دارد.
سَوْذَنيق، سُوْذَنيق، سَيْذَنُوق، سُوْذانِق، سُوْذانَق، سَوْذانِق، سَوْذانَق، سَوْذِيْنَق، سَوْذينقِ، سذانَق، سذانِق، سَوْدَق، سَوْذَق، سُوْذَق، سَيْذاق، سَيْذَقان، سَيْذُقان، شَيْذَق، شَيْذَقان، شَيْذاق، شُوذانق، شَوذَق، شُوذَنُوق.
آخرين كلمه قابل يادآورى در اينجا واژه سليمان است. اين كلمه مُعَرّبِ واژه عبرى «سَلُومُون» و سريانىِ «شَليمُو» و «شَليمون» است، ليكن عرب جاهلى آن را تغيير داده است. مثلًا نابغه ذبيانى آن گاه كه قافيه شعرش به تنگ آمده، آن را «سُلَيم» تلفظ كرده است: «ونَسْجُ سُلَيمٍ كُلَّ قضّاءَ ذائل»؛ يعنى «زره محكم و دراز دامن داوودى» و يا حُطَيئه نيز در وضعيتى مشابه، آن را به «سَلّامٍ» تغيير داده و چنين سروده است:
|
فيه الرّماح و فيه كلُّ سابغةٍ |
جَدلاء مُحكمَةٍ من نَسْج سلّامٍ |
|
يعنى در آنجا نيزه و همه گونه زره فراخ كه ساخت داوود بن سليمان است، وجود دارد.
مقصود هر دو شاعر، وصف زرههاى بافت داوود، پدر سليمان است كه به زره داوودى شهره است، ليكن ضرورتِ وزن و قافيه ايجاب كرده كه واژه «سلومون» را به سليمان و آن را نيز به «سليم» و «سلّام» تغيير دهند.[١]
امثال واژههاى پيشگفته فراوان است كه همه حاكى از ديگر سانى آنها توسط عربهاست، ليكن هاشم عربى از اين واقعيت بىخبر بوده است!
[١] . أبي منصور الجواليقي( م: ٥٤٠)، المعرّب، ص ٣٠٧، ٣١١، ٣١٤، ٣٥٥، ٣٧٥، ٣٨١.