نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٥١ - قرآن و اشتباه نحوى
فرّاء گفته است: اگر خبر «إنّ» بر اسمى مبنى و مرفوع، مانند ضمير يا موصول، عطف و مرفوع شود، اشكال ندارد.[١] مانند بيت زير كه سروده ضابىء بن حارث برجمى است:
|
فَمَنْ يَكُ أَمْسى بِالْمَدِينَة رَحْلُهُ |
فَإِنّي وَقَيَّارٌ بِهَا لَغَريبٌ |
|
يعنى هركس در مدينه منزل و مأوايى دارد كه در آن، شب را به صبح مىرساند، (شادمان است) اما من وقيّار در اين شهر، غريب هستيم.
يا مانند شعر بشربن حازم كه مىگويد:
|
وَإِلَّا فَاعْلَمُوا أَنَّا وَأَنْتُمْ |
بُغَاةٌ مَابَقِينَا فِي شِقَاقٍ |
|
يعنى در غير اين صورت بدانيد كه ما و شما ستمگريم و همواره دشمن خواهيم بود!
اعراب «رفع» در آيه بهتر است؛ زيرا با «واوِ» «هادوا» تناسب دارد همان گونه كه عطف بر جوار در ادب عربى نيز نوعى تناسب به حساب مىآيد. كسايى مىگويد:
عطفِ «الصابئون» بر «هادوا» عطف نسق است؛[٢] زيرا معطوف، جمع مذكر و معطوف عليه هم حاوى ضمير جمع مذكر است.
همان سان كه نصب اين واژه در آيه ديگر و با همين ساختار به مناسبت هم جوارى، ترجيح داده شده است و آن آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ»[٣] است؛ چرا كه «ياء» در «نصارى» كه مفردش نصرانى است، شبيه مفرد آن است كه صابئى باشد.[٤]
دوم: ديدگاه ابن قتيبه؛ وى بر اين باور است كه راز مرفوع بودن «صابئون» اين است كه مفهوم ابتدائيت در آن، هم پيش از دخول «إنّ» و هم پس از آن به قوّت خود باقى است؛ چرا كه كاركرد «إنّ» صرفاً افزودن معناى تحقيق بر جملهاى است كه بر آن داخل مىشود؛ برخلاف «لعلّ» يا «ليت»؛ زيرا اين دو به ترتيب معناى ترجّى و تمنّى (اميد و آرزو) را بر مفهوم كلام مىافزايد.[٥]
[١] . مجمع البيان، ٣/ ٢٢٤.
[٢] . همان.
[٣] . بقره/ ٦٢.
[٤] . مجمع البيان، ٣/ ٢٢٥.
[٥] . از اين رو جمله از حالت خبرى كه برآيند مبتدا و خبر بود، خارج و انشايى مىشود.