نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢٩ - مسئله هامان
خشايار شاه بود.
مستشرق آلمانى، تئودور نولدكه (Theodore Noldeke) نيز بر همين باور بوده است. وى مقالهاى دراين باره نوشت و حدوداً در سال ١٨٨٧ براى نخستين بار آن را در چاپ نهم[١] دائرة المعارف بريتانيكا منتشر كرد و بار دوم، آن را در سال ١٩٨٢ م. در ضمن كتابش، «تاريخ قرآن» به چاپ رساند.[٢]
امّا همان گونه كه آورديم، در منابع تاريخى ايران و ديگر منابع، نامى از هامان نيست؛ چه رسد به وزارت و عزل و اعدام وى توسط خشايار شاه و جايگزينى مردى يهودى به جاى او؛ آن سان كه در تورات چاپ اسرائيل آمده است!
از اين گذشته، شخصيتى كه در قرآن كريم با نام هامان از وى ياد شده و پس از فرعون و قارون آمده، قطعاً واژهاى معرّب است؛ زيرا شيوه عرب اين است كه الفاظ غير عربى را به عربى تغيير دهند. به مثل ابراهيم كمعرّب «أبراهام» است و اصل آن «أب رام» به معناى پدربزرگ است. موسى نيز معرّب «مُوشى» به معناى «از آب گرفته» يا «آب آورده» است و سامرى معرّب «شمرونى» است و گفته شده كه هامان معرّب «آمون» يا «امانا» است كه لقب رؤساى كاهنان معبد آمون، بزرگِ خدايان مصريان در شهر طيبه در نيل عليا بوده است. البته اين مطلبِ تعجب آورى نيست؛ زيرا طبيعى است كه هر كسى كه به مكان مقدسى منسوب باشد، نام همان مكان را به عنوان لقب بر خود مىنهد؛ همان سان كه فرعون، لقب پادشاهان مصر و به معناى سراى بزرگ است يا نظير خلفاى عثمانى كه ملقب به «باب عالى» بودند.[٣]
برخى از نقش و نگارهاى كهن، «سراى بزرگى» را نشان مىدهد كه پادشاه براى حكمرانى در آن نشسته و دفاتر حكومتى نيز در آن جمع است. نام پادشاه هم از
[١] . ر. ك:
Encyclopedia Britanica, ٩ eme ed. Tome XVI, P ٧٩٥
( دائرة المعارف بريتانيا ٥٩٧، چاپ نهم).
[٢] . براى آگاهى بيشتر از متن مقاله در كتابش، ر. ك:
٢٩٨١, P. P. ١٢- ٨٥. the sket ches from Eastern History,
( الدفاع عن القرآن ضدّ منتقديه، ص ١٨٤).
[٣] . ر. ك: قاموس الكتاب المقدّس، ص ٦٤٩؛ الموسوعة المصريّة، ص ١٢٤؛ فرهنگ معين، بخش اعلام، ٥/ ١٢٤.