نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢٨ - مسئله هامان
براى تاج و تخت وى كه بر افسانهها تكيه داشت، به مثابه زلزلهاى ويرانگر، تهديدكننده بود، و بعيد است كه فرعون تا اين اندازه سادهانديش و يا درباره جستجوى خداىموسى جدّى بودهباشد؛ آنهم با اين شيوه ساده ومادّى، بلكه وى اين سخنان را صرفاً از سر هواپرستى و تمسخر گفت ... و اينها همه دال بر اين است كه فرعون بر گمراهى و انكار حقايق پافشارى مىكرد: «وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ (اما بايد دانست كه) وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ»[١]؛ و اين گونه براى فرعون، زشتى كارش آراسته شد و از راه [راست] باز ماند و نيرنگ فرعون جز به تباهى نينجاميد. آرى، نيرنگ فرعون جز نااميدى و نابودى وى نتيجهاى نداشت.[٢]
به هر حال نه در قرآن و نه در تورات[٣] مطلبى وجود ندارد كه فرعون كوشكى ساخته و بر فراز آن رفته و تيرى به سوى آسمان پرتاب كرده باشد. افزون بر اين، منبعى كه افسانهپردازان با تكيه بر آن، اين افسانه را بر ساختهاند، ناشناخته است.
حال پرسش اين است كه آيا فرعون وزيرى به نام هامان داشته است؟
فخر رازى در اين باره مىنويسد: پژوهشگران تاريخ يهود و فراعنه مصر اتفاق نظر دارند كه هامان در زمان فرعون و موسى به دنيا نيامده بود، بلكه مدتهاى مديدى پس از آنان به دنيا آمد.
از اينرو اعتقاد بهاينكه هامان وزير فرعون بودهاست، يك خطاى تاريخى بيش نيست. از اين گذشته، اگر هامان واقعاً وزير فرعون بوده است، نبايد اين اندازه گمنام باشد كه نه تنها در تاريخ بنى اسرائيل كه در هيچ تاريخى يادى از آن نشده باشد.[٤]
آرى، در عهد عتيق، سفر «استير» آيه سوم آمده است كه هامان فرزند همداثا و وزير پادشاه ايران، خشايار شاه بود كه پس از پدرش داريوش (در سال ٤٨٦ قبل از ميلاد)[٥] يعنى پس از چند قرن به پادشاهى رسيد. هامان در آغاز از مقرّبان دربار خشايار شاه بود، امّا بعدها مغضوب وى شد و او را به دار آويخت و به جاى آن، مردى يهودى به نام «مَردُخاى» گماشت. مردخاى عموى شهبانو استير، همسر
[١] . غافر/ ٣٧.
[٢] . في ظلال القرآن، ٧/ ١٨٣- ١٨٤ و ٢٤/ ٧١- ٧٢.
[٣] . عبدالوهاب النجّار، قصصالأنبياء، ص ١٨٦.
[٤] . التفسير الكبير، ٢٧/ ٦٦.
[٥] . ر. ك: تاريخ ايران، ص ٩٢.