نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢٧ - مسئله هامان
إِلهِ مُوسى»[١]؛ و فرعون گفت: اى هامان، براى من كوشكى بلند بساز، شايد من به آن راهها برسم؛ راههاى (دستيابى) به آسمانها، تا از خداى موسى اطلاع يابم.
از اين آيات چنين بر مىآيد كه به احتمال قوى، هامان وزير فرعون بوده است؛ از اين رو مفسران تأكيد كردهاند كه هامان وزير همان فرعونى است كه در زمان موسى حكمرانى مىكرد. مسئلهاى كه درباره هامان مطرح است، ساختن برج بابل در عراق است كه تا مصر فاصله فراوانى دارد. اين برج در قسمت شرقى فرات قرار دارد و آثار آن هنوز در چند مايلى شهر حلّه به چشم مىخورد.
برخى بر اين باورند كه هامان اين برج را ساخت و براى انجام اين كار پنجاه هزار كارگر را به خدمت گرفت. هنگامى كه به پايان رسيد، فرعون برفراز آن رفت و تيرى به سوى آسمان رها كرد و خداوند هم براى امتحان آنان، تير را در حالى كه به خون آغشته بود، به سوى آنان برگرداند. با ديدن تير، فرعون بانگ برآورد كه خداى موسى را از پاى درآوردم! اين اسطوره سَرِ دراز دارد و افسانه پردازان آن را درباره داستان زندگى پيامبران ساخته و پرداختهاند.
البته واضح است يك كوشك چند ده مترى نمىتواند فرعون را به آسمانها برساند، حتّى اگر بر فراز كوههاى سر به فلك كشيدهاى باشد كه كوشك بابل در مقابل آنها تپهاى كوچك مىنمايد. به همين دليل فخر رازى مىگويد: شايد فرعون خيال ساختن كوشكى را در سر مىپرورانده، ليكن آن را عملى نكرده است يا اينكه از سر استهزا دستور بناى كوشكى را داده تا به خيال خود نشان دهد كه نمىتوان وجود خدا را جز با رفتن به آسمانها اثبات كرد.[٢]
مراغى در اين باره چنين آورده است كه فرعون به هامان دستور داد كاخى بلند براى من بساز تا شايد به راههاى آسمان آگاهى و بدين وسيله به خداى موسى دست يابم. وى اين سخنان را با ريشخند و تمسخر و براى تكذيب ادعاى رسالت موسى بر زبان راند.
سيد قطب نيز بر اين باور است كه فرعون با اين سخنان مىخواست واقعيتها را واژگون نشان دهد تا به مواجهه حق و پذيرش توحيد مجبور نشود؛ زيرا يكتاپرستى
[١] . غافر/ ٣٦ و ٣٧.
[٢] . تفسير كبير، ٢٤/ ٢٥٣.