نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٣ - ٦ كوههايى از ابر يخزده
كهبروج بهمعناى منازلىاستكه عالمان هيئت براى خورشيد و ماه ترسيم كردهاند.[١]
علامه طباطبايى هم اگرچه در تفسير سوره حجر و فرقان ديدگاه مشهور را پذيرفته است، ليكن در تفسير سوره بروج از آن برگشته و گفته است: «بروج جمع برج و به معناى امر آشكار است، ليكن غالباً به معناى كاخ بلند و بناى مرتفعى است كه بر فراز ديوارهاى شهر ساخته مىشود و در آيه هم به همين معناست. پس مراد از بروج، جايگاه ستارگان در آسمان است ... و بدين سان روشن مىشود كه تفسير بروج در سه آيه پيشين به برجهاى دوازده گانهاى كه در دانش نجوم مصطلح است، تفسيرى ناصواب است».[٢]
شيخ محمّد عبده در اين باره مىنويسد: «تفسير بروج به ستارگان، برجهاى فلكى و كاخها از باب تشبيه است و بىگمان ستارگان، بناهاى ارجمند و سترگى هستند. به همين دليل اطلاق بروج بر آنها از باب تشبيه، درست است؛ زيرا آنها نيز شبيه دژها و كاخهايى هستند كه در زمين ساخته مىشود».[٣]
٦. كوههايى از ابرِ يخزده
«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ»[٤]؛ آيا ندانستهاى كه خدا [ست كه] ابر را به آرامى مىراند، سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مىدهد، آن گاه آن را متراكم مىسازد، پس دانههاى باران را مىبينى كه از ميان آن بيرون مىآيد، و [خداست كه] از آسمان از كوههايى [از ابر يخ زده] كه در آنجاست تگرگى فرو مىريزد و هركه را بخواهد بدان گزند مىرساند و آن را از هركه بخواهد باز مىدارد. نزديك است روشنى برقش چشمها را ببرد.
در اينجا سؤال از معناى جبال و تگرگ است كه آيا امكان دارد كوههايى از يخ در آسمان باشد؟
[١] . تفسير قمى، ١/ ٣٧٣؛ الميزان، ١٢/ ١٤٣ و ١٥٤؛ تفسير ابن كثير، ٢/ ٥٤٨؛ روح المعانى، ١٤/ ٢٠.
[٢] . الميزان، ٢٠/ ٣٦٨.
[٣] . محمّد عبده، تفسير جزء عمّ، ص ٥٧.
[٤] . نور/ ٤٣.