نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٠٨ - ٢ راههاى بالاسر
اطلاق مىشود. ابن فارس مىگويد: «فاء و لام و كاف اصلى است صحيح[١] كه بر گرد بودن چيزى دلالت مىكند مانند «فَلْكَةُ المِغزل»: دوك نخريسى؛ از اين رو هرگاه پستان زن كه گرد است، بر آيد، عرب مىگويد: فَلَك ثديُ المرأة. وفلك السَّماء نيز به اين معناست».[٢]
همان گونه كه آسمان گرد است، حتّى در شكل ظاهرىاش، پس هر چيزى كه در فضاى آن در گردش است، در يك مسير دايرهاى حركت مىكند و به همين دليل استعاره اين لفظ درست است.
دليل استعاره بودن اين لفظ آن است كه درباره شب و روز نيز به كار رفته است.
بدين معنا كه هر پديدهاى داراى بسترى ويژه و نظاممند است كه از آن تجاوز نمىكند.
٢. راههاى بالاسر
در قرآن كريم آمده است: «وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ»[٣]؛ و به راستى [ما] بالاى سر شما هفت راه [آسمانى] آفريديم و از [كار] آفرينش غافل نبودهايم. آيا «طرائق» در اين آيه همان مدارهاى هيئت بطلميوسى است؟ هرگز! بلكه مقصود از طرائق، بسترهاى انجام امور عالم در حوزه تدبير و تقدير است كه جايگاه آن مجارى در آسمانهاست.
«طرائق» جمع «طريقه» و به معناى مذهب و مشرب فكرى و عقيدتى است و در قرآن هم فقط به همين معنا آمده است، نه راههايى كه در آن پياده راه مىروند.
خداوند از قول جنيان اين گونه نقل مىكند: «وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً».[٤] «طرائق قداد» يعنى راههاى گوناگون.
[١] . يعنى داراى اصل عربى است و از زبان ديگرى گرفته نشده است.
[٢] . معجم مقاييس اللغة، ٤/ ٤٥٢- ٤٥٣.
[٣] . مؤمنون/ ١٧.
[٤] . جن/ ١١:« و از ميان ما برخى درستكارند و برخى غير آن، و ما فرقههايى گوناگونيم».