نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٠٥ - هفت آسمان برين
حالى كه منظومه شمى داراى ده فلك است» مىنويسد: «عدد هفت در اين آيه براى حصر نيست و به اين دليل، هفت آسمان و هزار آسمان باهم فرقى ندارد؛ زيرا همه آنها فعل پروردگار است كه بر زيبايى و كمال او دلالت دارد ... مقصود، اين نيست كه قرآن تابع تحقيقات علمى باشد؛ زيرا ممكن است اين ديدگاه هم مانند فرضيه بطلميوس ابطال شود؛ از اين رو قرآن بالاتر از همه كشفيات انسان است و بيان اين سازگارى براى انس مؤمنان با دانش روز است تا به صرف مخالفت آن با ظواهر قرآن، از علم نگريزند».[١]
سيّد هبة الدين شهرستانى كه عالم سترگ زمانه خويش در بغداد بود، به گونهاى ديگر تلاش كرده است ميان قرآن و علم روز در مسئله هفت آسمان تطبيق دهد. او براى هر سيارهاى كه به دور خورشيد گردش مىكند، زمينى فرض كرده و جوّ پيرامون آن را آسمان آن كره دانسته است. براساس اين فرض، هفت زمين و هفت آسمان وجود دارد. وى تصريح مىكند كه اين فرضيه با نجوم اسلامى و كوپرنيكى سازگار است و برداشت و تصور خود در اين باره را به حديثى از امام هشتم عليه السلام مستند مىكند كه در بحث زمينهاى هفتگانه خواهد آمد.[٢]
مرحوم بلاغى بر اين باور است كه هفت آسمان با هيئت قديم و جديد سازگار است. بدين صورت كه آسمانهاى هفتگانه، همان سيارات و افلاك هفتگانه هيئت قديم و فلك ثوابت، كرسى است كه در آيه «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»[٣] ذكر شده و فلك اطلس كه به زعم آنان اداره كننده امور ديگر افلاك بوده، عرش است كه در آيه «رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ»[٤] آمده است.
امّا سازگارى آن با هيئت نوين بدين شرح است كه هفت آسمان شامل پنج سياره از سيّارات بعلاوه سياره زمين و ستاره فلكان مىشود و عرش، سياره نپتون و كرسى نيز اورانوس است و خورشيد هم مركز افلاك است. ماه نيز تابع زمين و جزئى از آن و به همين دليل، بخشى از فلك زمين است.[٥]
[١] . همان، ص ٥٠- ٥١، باتصرّف و تلخيص.
[٢] . هيأت واسلام، ص ١٧٧- ١٧٩.
[٣] . بقره/ ٢٥٥.
[٤] . مؤمنون/ ٨٦.
[٥] . الهدى إلى دين المصطفى، ٢/ ٧.